- تاریخ ثبتنام
- 4/9/18
- ارسالیها
- 1,753
- پسندها
- 11,245
- امتیازها
- 31,873
- مدالها
- 24
- نویسنده موضوع
- #11
از پنجره به پیادهرویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد.
گفت: میبینی، لباس هایی هستند که راه میروند، دروغ میگویند، عاشق میشوند، میمیرند... کمتر لباسی آن بیرون است که درونش انسان وجود داشته باشد. بهراستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است.
گفت: میبینی، لباس هایی هستند که راه میروند، دروغ میگویند، عاشق میشوند، میمیرند... کمتر لباسی آن بیرون است که درونش انسان وجود داشته باشد. بهراستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است.