سخن بزرگان سخن بزرگان | کرت کوبین

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ~•°REZ-FA°•~
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 15
  • کاربران تگ شده هیچ

~•°REZ-FA°•~

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی نقد
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,212
پسندها
11,261
امتیازها
35,173
مدال‌ها
24
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
ترجیح می‌دهم تا مردم به خاطر کسی که هستم از من متنفر باشند تا به خاطر کسی که نیستم، به من عشق بورزند.
***
خیلی بَده اگه آدم تا آخر عمرش نفهمد چه کارهایی را می‌بایست انجام بدهد و نداده. بعد هم یک‌هو به خودت می‌آیی می‌بینی که تمام. تمام شده.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی نقد
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,212
پسندها
11,261
امتیازها
35,173
مدال‌ها
24
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
با خودم گفتم حالا یک‌بار امتحان کنیم، شاید خوب بود. نمی‌دانم چند سال دیگر باید زندگی کنم تا حالی‌ام بشود که شانس هر چیزی بعد از «شاید» نصف است؛ شاید بشود، شاید نشود. همان‌قدر که می‌تواند بشود، می‌تواند هم نشود. پس چرا باید به «شاید» دل خوش کنم؟ خب، معلوم است؛ اوضاع روبه‌راه نیست، کاری از من برنمی‌آید و زندگی‌ام را روی این «شاید» ها شرط بسته‌ام.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی نقد
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,212
پسندها
11,261
امتیازها
35,173
مدال‌ها
24
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
بعضی چیزها را باید آن‌قدر تکرار کنی تا از مزه بیفتد. تا آخرش بفهمی چه چیزی هیچ‌وقت از مزه نمی‌افتد. تنها راهش همین است. خیلی چیزها را همان اول کار می‌شود فهمید که قیمت‌شان دو هفته است یا دو قرن. ولی چیزهایی هستند که حتا اگر دوست‌شان هم نداشته باشی گیرشان می‌افتی. تنها راهش هم این است که آن‌قدر خودت را به آن چیز بچسبانی که گندش دربیاید و تمام شود؛ مثل سیگار، یا یک آهنگ مزخرف. فقط باید شانس یارت باشد قبل از این‌که سرطان بگیری بفهمی که باید سیگار را ترک کنی و آهنگ دیگری گوش کنی.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی نقد
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,212
پسندها
11,261
امتیازها
35,173
مدال‌ها
24
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
خوشم نمی‌آمد درباره‌ی این چیزها حرف بزنم. اصلاً که چی؟ خلاصه‌‌ی چیزی که توی سرم است این است که اگر از این، به قول خودت «نکبت»، خوشت نمی‌آید بی‌زحمت زحمت را کم کن و بگذار بقیه نکبت‌شان را میل کنند. اکسیژن هدر می‌دهی، فسیل دود می‌کنی، زخم لایهٔ اوزون را عمیق‌تر می‌کنی، یخ‌های قطب را آب می‌کنی، زنبورها را می‌کشی، برگ درخت‌ها را خرج توالت می‌کنی، جرمِ پشتِ دندانت به نظرت تلخ‌ترین فاجعهٔ تاریخ است و هر روز آبی قدِ یک بارش پاییزی صرفِ مسواک زدن می‌کنی... یا یک مقتولِ بی‌عرضه‌ای یا یک قاتل بالفطره.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی نقد
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,212
پسندها
11,261
امتیازها
35,173
مدال‌ها
24
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
آن ها به من خندیدند؛ چون من متفاوت بودم؛ من به آن ها خندیدم؛ چون همه مثل هم بودند.
***
آدم‌ها، چندش آورترین نقاب هارو می پسندن؛ من هر وقت برای هر کس خودم بودم، تنها تر شدم.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~
عقب
بالا