معلم كلاس چهارم دبستانم خيلي عقده اي بود و خيلي اذيتم ميكرد ولي من ب هيچكس نميگفتم...هنوز ك يادش ميفتم اخمام ميرن تو هم...
معلم تاريخ/جغرافي/اجتماعي سوم راهنماييم مريض بودم سر كلاساش غيبت ميكردم اونم عقده اي شد فك ميكرد از عمد نميرم!
از تمام معلماي دوم دبيرستانم مخصوصا زيستمون كه يه زن بيسواد بود،رياضي يه مرد لا اله الا الله چي بگم عاخه از اين پير مرد بي حيا؟!همه ازش عاصي بودن خيليا كلاسشونو سال سوم عوض كردن كه از دستش و كاراش در امان باشن،فيزيكمون كه اصن اووووففففف داغون بود/شيمي هم كه نگم براتووووووونننننن.....