یه خاطره قشنگ از شما و معلما یا استاداتون

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع اشک سرخ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 27
  • بازدیدها بازدیدها 1,548
  • کاربران تگ شده هیچ

Elena

کاربر فعال
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
7/4/18
ارسالی‌ها
712
پسندها
15,047
امتیازها
39,073
مدال‌ها
17
  • #21
یکی دیگه هم هست از یه استاد گیتار که فوق العاده دوسش دارم استادم نیست ولی خیلییی با هم جوریم بعد ایشون سر یه جریانی به بعد به من میگه کاکتوس اعظم
بعد حالا همین استاد خان تو یکی از کنسرتای ما این یارویی که به قولی مجری برناممون بود نمی دونم چی میگن بهش حالا همون که میاد معرفی می کنه و اینا نیمده بود ایشونم چون دوست استاد منه تو کنسرتای ما اکثرا هست بعد ایشون این وظیفه رو متقبل شد که بیاد جای اون یه نفره ما هم تالار احسان شیرازیا میدونن کجاس دیگه ! و سالنم پر پر اقا همه اومدن زدن یکی یکی نوبت من شد :/ این جناب به جاییکه اسممو بگه گفت خببب خانما اقایون بابا نوبتیم باشه نوبت کاکتوس اعظم خودمونه دیگه!! یدفعه سالن رفت رو هواااا حالا من اون پشت داشتم می مردم از استرس ایشونم اینو گفت منکه دیگه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

آقای گودرزی

کاربر خبره
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
23/8/18
ارسالی‌ها
3,713
پسندها
48,048
امتیازها
80,673
مدال‌ها
27
  • #22
زنگ ورزش بود
داشتن فوتبال بازی میکردن
منم که هیچ بلد نبودم
جو گرفدم
گفدم توپ میزنم براتون در حد سوباسا خلاصه توپو دادن دسم
خدمتکار داش بالا رو طی میکشید سطل آب کفشو گذاشته بود رو تراس
منم همچین زدم زیر توپ
توپ رف بااالا
تپلق خورد به سطل
همون موقع مدیر هم اومد زیر تراس
سطل آب گل ب ا مخلوطی از کف خالی شد روش
انقده قشنگ شددد:rock_on:
 

اشک سرخ

کاربر خبره
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/18
ارسالی‌ها
1,067
پسندها
17,015
امتیازها
44,373
مدال‌ها
25
سن
24
  • نویسنده موضوع
  • #23
زنگ ورزش بود
داشتن فوتبال بازی میکردن
منم که هیچ بلد نبودم
جو گرفدم
گفدم توپ میزنم براتون در حد سوباسا خلاصه توپو دادن دسم
خدمتکار داش بالا رو طی میکشید سطل آب کفشو گذاشته بود رو تراس
منم همچین زدم زیر توپ
توپ رف بااالا
تپلق خورد به سطل
همون موقع مدیر هم اومد زیر تراس
سطل آب گل ب ا مخلوطی از کف خالی شد روش
انقده قشنگ شددد:rock_on:
خخخخخ
 

اشک سرخ

کاربر خبره
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/18
ارسالی‌ها
1,067
پسندها
17,015
امتیازها
44,373
مدال‌ها
25
سن
24
  • نویسنده موضوع
  • #24
یکی دیگه هم هست از یه استاد گیتار که فوق العاده دوسش دارم استادم نیست ولی خیلییی با هم جوریم بعد ایشون سر یه جریانی به بعد به من میگه کاکتوس اعظم
بعد حالا همین استاد خان تو یکی از کنسرتای ما این یارویی که به قولی مجری برناممون بود نمی دونم چی میگن بهش حالا همون که میاد معرفی می کنه و اینا نیمده بود ایشونم چون دوست استاد منه تو کنسرتای ما اکثرا هست بعد ایشون این وظیفه رو متقبل شد که بیاد جای اون یه نفره ما هم تالار احسان شیرازیا میدونن کجاس دیگه ! و سالنم پر پر اقا همه اومدن زدن یکی یکی نوبت من شد :/ این جناب به جاییکه اسممو بگه گفت خببب خانما اقایون بابا نوبتیم باشه نوبت کاکتوس اعظم خودمونه دیگه!! یدفعه سالن رفت رو هواااا حالا من اون پشت داشتم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Elena

کاربر فعال
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
7/4/18
ارسالی‌ها
712
پسندها
15,047
امتیازها
39,073
مدال‌ها
17
  • #25

اشک سرخ

کاربر خبره
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/18
ارسالی‌ها
1,067
پسندها
17,015
امتیازها
44,373
مدال‌ها
25
سن
24
  • نویسنده موضوع
  • #26

Elena

کاربر فعال
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
7/4/18
ارسالی‌ها
712
پسندها
15,047
امتیازها
39,073
مدال‌ها
17
  • #27
اووم :laughting:ها یبار تو اموزشگاه که رفتیم تمرین کنیم استادم یکاری براش پیش اومد‌گفت که النا حواست باشه اگه کسی مشکلی داشت کمکش کن الانم اقای ... میاد حل می شه (همین استاد خان) منم گفتم باشه بعد تمرینامون اینطوریه که یه کلاس دختران روبهروش یه کلاس پسران بعد من نشسته بودم تو کلاس دخترا داشتم تمرین می کردم بحث اینا به ازدواج و دوس پسر و شوهر و اینا رسید منم اعصاب این رفتارا رو ندارم مخصوصا وقتی دارم یکاری انجام میدم که نیازه تمرکز داشته باشم من هی میومدم یه تیکه از آهنگمو می نوشتم هی اینا می خندیدن هی خراب می شد مجبور بودم عوضش کنم :/ اعصابم خورد شد پاشدم رفتم تو کلاس پسرا با حرص صندلیمم دنبال خودم می کشیدم مدادم تو دهنم بود گیتار و دفتر نتم تو دستم صندلیم تو یه دست دیگه در همین حین...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

فندق

کاربر نیمه فعال
سطح
16
 
تاریخ ثبت‌نام
20/7/18
ارسالی‌ها
634
پسندها
8,179
امتیازها
28,673
مدال‌ها
16
  • #28
ندارم
 
عقب
بالا