نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

دنباله دار "یه سوال"

  • نویسنده موضوع Baaaaran
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 33
  • بازدیدها 729
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

ناشناس

نو ورود
سطح
2
 
ارسالی‌ها
18
پسندها
208
امتیازها
1,003
مدال‌ها
2
  • #21
امضا : ناشناس

*SaHaR_18*

کاربر فعال
سطح
14
 
ارسالی‌ها
817
پسندها
4,948
امتیازها
23,673
مدال‌ها
20
  • #22
امضا : *SaHaR_18*

ASaLi_Nh8ay

کاربر خبره
سطح
7
 
ارسالی‌ها
6,189
پسندها
17,401
امتیازها
78,373
مدال‌ها
7
  • #23
می بردمش بستنی فروشی ، کلی بستنی میدادم بهش
شهر بازی میبردمش
کتابخونه
می بردمش هایپر کلی خوراکی براش می خریدم
براش پارتی می گرفتم
و کلی حال می کردم باهاش:/
 
امضا : ASaLi_Nh8ay

Reyhaneh.m

کاربر نیمه فعال
سطح
21
 
ارسالی‌ها
671
پسندها
11,349
امتیازها
28,473
مدال‌ها
22
  • #24
به جای بابام واسه‌ی خودم یه آیفون می‌خریدم و با تمام عشق تقدیمش می‌کردم
 
امضا : Reyhaneh.m

Bahar#j

نو ورود
سطح
7
 
ارسالی‌ها
41
پسندها
885
امتیازها
6,403
مدال‌ها
5
  • #25
بهش میگم ازت متنفرم
 

نرگس.م.نورا

نو ورود
سطح
2
 
ارسالی‌ها
11
پسندها
212
امتیازها
2,678
مدال‌ها
2
  • #26
یه کتابخونه ی خوشگل براش می خریدم :grlim:
 

amante_wx

رو به پیشرفت
سطح
11
 
ارسالی‌ها
206
پسندها
7,261
امتیازها
21,013
مدال‌ها
9
  • #27
اهم اهم:53:
خب!
فرض کنید قراره که یک روز جای یکی از اطرافیانتون باشید و خودتون هم که هستین، شما به عنوان یک فرد نزدیک برای خودتون چه کاری انجام می‌دیدن که خوشحال بشه؟!:106:


شروع کنید.

اسپم ممنوع
تو این سایت عضوش می کنم
 

Сердце

کاربر انجمن
سطح
12
 
ارسالی‌ها
121
پسندها
2,283
امتیازها
14,213
مدال‌ها
10
  • #28
اهم اهم:53:
خب!
فرض کنید قراره که یک روز جای یکی از اطرافیانتون باشید و خودتون هم که هستین، شما به عنوان یک فرد نزدیک برای خودتون چه کاری انجام می‌دیدن که خوشحال بشه؟!:106:


شروع کنید.

اسپم ممنوع
خودمو درکش میکنم
 
امضا : Сердце

-vªñiľ

رفیق جدید انجمن
سطح
11
 
ارسالی‌ها
79
پسندها
3,846
امتیازها
16,333
مدال‌ها
8
  • #29
وای چ تاپیکِ خوبی؛))
خب
اول میرفتم سه چار تا سطل رنگ براش میخریدم!
میبردمش ت خونه‌ای ک قبلن براش خریدمُ ساختش خیلی مدرنُ خفنه:rof1lmao:
میبردمش ت اتاقش،میگفدم بریز سطل رنگارو قاطی‌پاتی با جا دستاتُ طراحیات رنگ کن اتاقتو:coolym:
گلخونه براش درس میکردم و توشو پر ع کاکتوس میکردم،کتابخونه‌ام همینطو:soldier-girl:
هرشب ینی هرشب میبردمش بیرون:rolleyessmileyanim:
شهربازی
پارک
سینما
مسافرت..:))
نمیزاشتم یع‌ دیقه‌ام تنا بمونه!
میبردمش پاساژ
کلی لباس و ع ای چیزا میخریدم براش
هرشب میبردمش کافه
شیرموزُ آیس‌پک سفارش میدادیم
تا صب بیدار میموندم باهاش
آهنگ گوش میدادیم
کلاس میرفتیم
انق کار هس براش بکنم ک دگ نمیتونم ادامه بدم..!:)
عاخرشم یع روزی خدم با خدم همشو انجام...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

جآنا

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
ارسالی‌ها
1,079
پسندها
40,356
امتیازها
59,573
مدال‌ها
26
  • #30
میبردمش تو یه کلبه وسط یه جنگل بزرگ
 
امضا : جآنا
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا