کاربرد هشتگ *قله_خیال

  1. -SETAREH-

    داستان کوتاه قله خیال | شهپر تواضعی

    داستان شب : #*قله_خیال نویسنده : _شهپر تواضعی_ *قسمت هفتم : ⬇️* مودب و اصیل بود مادرش هم همینطور شاید هم بیشتر از اون خوب جایی بود دوست داشتم بمانم حتی برای پرستار بچه شدن هم مشکلی نداشتم گر چه تحصیلاتم اینجا به دردم نمیخورد اما به هر حال رفتن به دانشگاه بد نبود دنیای آدم‌های مثل مادر و...
  2. -SETAREH-

    داستان کوتاه قله خیال | شهپر تواضعی

    داستان شب : #*قله_خیال نویسنده : _شهپر تواضعی_ *قسمت ششم : ⬇️* .. وارد همون هال بزرگ شدم امروز بهتر همه جای اپن سالن را می‌دیدم هر گوشش یک دیزاین ناخن و متفاوت داشت یک طرف مبل‌هایی که پیدا بود آنتیک بودن و شیک و باوقاری تمام قسمت بالای سالن نشسته بودند خوشم اومد دلم میخواست برم بشینم...
  3. -SETAREH-

    داستان کوتاه قله خیال | شهپر تواضعی

    داستان شب : #*قله_خیال نویسنده : _شهپر تواضعی_ *قسمت پنجم : ⬇️* بله خوبه من هم خونه تهران رو ول کردم مثل شوهر عمه تو اینجا هوای تمیزی داریم خب بهتره اول نوه‌ام رو ببینی فکر کنم فوراً پرحرفی رو شروع کنه بعد خنده‌ای که هم محبت و هم اعتراض درش بود گفت سهیلا سهیلا همون خدمتکاری بود که دم در...
  4. -SETAREH-

    داستان کوتاه قله خیال | شهپر تواضعی

    داستان شب : #*قله_خیال نویسنده : _شهبر تواضعی_ *قسمت چهارم : ⬇️* صبح‌ها دوست داشتم برم توی خیابان خلوت و پر از درخت در اون هوای خوب اسفند ماه راه برم بوی بهار را می‌شد حس کرد اما برای منی که پدر محبوبم را از دست داده بودم بهار معنایی نداشته باز به یادش افتادم یاد خاطراتش همیشه با من بودبا...
عقب
بالا