کاربرد هشتگ هاوش

  1. SAJEDEH@

    در حال تایپ رمان دژ در مه | ساجده کاربر انجمن یک رمان

    «هاوش» شب، خوابگاه مثل همیشه نبود. ساکت بود، امّا اون سکوتی که آدمو راحت نمی‌کنه. اون سکوتی که انگار همه دردها رو تو خودش قایم کرده.چراغ‌های راهرو نیمه‌روشن بود و کمی اتاق روشن شده بود. جای خالی ساجد و حدیث اذیتم می‌کرد. معلوم نبود کجا رفتن. از تخت پایین پریدم و بی‌صدا از اتاق خارج شدم. به مقصد...
  2. SAJEDEH@

    در حال تایپ رمان دژ در مه | ساجده کاربر انجمن یک رمان

    #هاوش به سقف خیره موندم.فکر اینکه آلین داشت درد می‌کشید و من واسه خودم ول می‌چرخیدم داشت دیوونم میکرد.بغض بدی گلوم رو گرفته بود و داشت خفه‌م می‌کرد.دستم رو روی قلبم گذاشتم. بدجور می‌کوبید.از صبح که فهمیدم به همین شدت می‌کوبید و یک لحظه هم آروم نمیشد.دستم رو از روی قلبم برداشتم و به لبه تخت...
  3. SAJEDEH@

    در حال تایپ رمان دژ در مه | ساجده کاربر انجمن یک رمان

    #هاوش مسکن آلین رو زدم و گوشه اتاق روی زمین نشستم.آلین تعریف کرد که سرنخی از اون مدارک پیدا کرده ولی ژنرال فهمیده دستور داده مایور سوکولوف به آلین ضربه بزنه و تهدیدش کنه.طبق معمول ژنرال دست خودش رو آلوده نمی‌کنه و از مایور دیمیتری سوکولوف و نایرای احمق استفاده می‌کنه. آلین از طرف دولت حسابی تحت...
عقب
بالا