حدیث
تیرم به صفحه هدف خورد؛ اما ساعت روی دستم بوق زد. هاوش خندید و گفت:
- دختر آروم باش. الان توی تمرینیم نه توی آزمون.
اسلحهرو پایین آوردم و نگاه هاوش کردم. نگاه نگرانم رو که دید با لبخند گفت:
- نگران نباش! فقط کافیه که به آزمون بودنش فکر نکنی. مطمئن باش از پسش برمیای.
نگاه ساعت روی دستم کردم...