و یک سردار ساسانی بود، مردی که باید از این معبد و موبدانش محافظت میکرد. اما اینکه نیمهشب، پنهانی و با شمشیری کشیده در تاریکی معبد پرسه میزد، نشان میداد که وفاداری او مدتهاست به خون و لجن کشیده شده است.
- اگه فقط یه کلمه حرف بزنی، خودم زبونت رو میبرم.
رهام این را در گوشم غرید و پیش از آنکه...