من خواب طولانیی هستم که نه در مرگ
و نه در زندگی
بند به بندی نیستم
جز بر محبتی خاص و عام
اما مرگ فرصتی نیست که از من گرفته شود
هدیهی من زندگی است و من در خوابی همانند مرگ...
یاس توی یکی از آهنگهاش میگفت «کم میخوابم چون خواب، خواب میاره»...هربار یه «بسه!» بلند و دستوری سرم رو به درد میاره. #nast
فضای بزرگ سالن
سکوت مرگ به خودش گرفته وَ سرده
من ایستادم. گاهی چند قدم نرم، بلند و آروم برمیدارم
و دوباره میوفتم،
نه روی زانو! بلکه سر و شونههام
بار سنگینی میشن روی تنم
شاید بخاطر فشار همینه که احساساتم پرس میشن
و...
ناتوانی زبان در بیان حقیقت احساس، بزرگترین شکست زندگیه...غمانگیزه که باید به واقعیتها و مصداقهای دست و پاشکسته اتکا کرد