نام داستان کوتاه: دُژکام
ژانر: تراژدی، اجتماعی
نویسنده: سیدنی
کد داستان: 642
ناظر: @TomSasha
خلاصه:
آدم خوبی بودم؛ بهگمانم. شیرین بودم! اما یک پیشامد مرا به ورطهی تلخیها کشاند و حال دژکامم؛ اندوهناک و مملو از خواستههای بد و تباه!
پلیلیست داستان
میدونستم روزی خواهد رسید که این قبیل تاپیک دست نیاز به طرف استعدادم دراز خواهد کرد.
پ.ن1: این پست نمادین و برای آغاز است.
پ.ن2: "قانونی که پا میذاره روت رو بذارش زیر پا."