انواع رقیب عشقی در رمان های خز
منشی پسره

که هیچ وقت ممکن نیست یه زن سن بالا و شوهر دار باشه حتما یه دختر جلفه با یه عالمه آرایش که به گفته شخصیت اصلی زنخز تو این موارد مثل خامه به صورتش مالیده
دختر عمو یا دختر خاله پسره یا هم دانشگاهی

که اونم مثل مورد بالا جلفه اکثرا اسمش آتوسا یا یه اسمی با پسوند "ناز" هستش کلا کارش اینه که لباس کوتاه جلف بپوشه به گفته شخصیت اصلی دختر تو همه رمان ها عشقی " یه وجب پارچه" بعد به همه بچسبه بماند که تو همین رمان شخصیت اصلی زن با حدود ده ، بیست تا دوست جنس مخالف پاک و بسیار معصومه همه مردا رو هم به چشم برادری مبینه و بعد از دو روز آشنایی جا اسمشون میگه "داداشی"
عشق اول پسره

که کلا منتظر بوده پسره فلک زده کی عاشق...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.