مباحث متفرقه [ به اینم می‌گن رمان ؟! ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع MehrDãd.K
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 677
  • بازدیدها بازدیدها 41,639
  • کاربران تگ شده هیچ

Dark night

کاربر حرفه‌ای
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/9/21
ارسالی‌ها
2,720
پسندها
18,904
امتیازها
48,373
مدال‌ها
28
  • #661
و چه جناب سرگرد هایی که با خانم سروان میرن ماموریت و صیغه هم میشه
تهشم رئیس باند ننه باباش از آب در میاد....
 
امضا : Dark night

zahra_z

کاربر انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
22/5/21
ارسالی‌ها
383
پسندها
1,424
امتیازها
10,263
مدال‌ها
9
  • #662
آرشام آرتام تهرانی
همیشه هم لامبورگینی و پورشه داشتن، نمیدونم این لامبورگینیا کجان چرا ما نمیبینیم:sugarwarez-015:
 
امضا : zahra_z

armıta

فرهیخته ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/6/22
ارسالی‌ها
3,175
پسندها
31,827
امتیازها
69,173
مدال‌ها
51
سن
16
  • #663
یادی کنیم از اون دختر قشنگ و معصوم که تنهایی مجبور بود خرج داروی مادرشو بده، و خیلی اتفاقی تو شرکت مجبور می‌شد با رئیس مغرورش(ترجیحاً زخم‌خورده از یه دختری که عاشقش یوده)عقد کنه.
آخرشم عاشق هم میشن، آخه این رمانه؟!
 

M A H D I S

هنرمند انجمن
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
869
پسندها
13,241
امتیازها
31,973
مدال‌ها
40
سن
25
  • #664
این تاپیکو فراموش کرده بودما:grinning-squinting-face:
چرا همه پسرا می‌خوان انتقام بگیرن؟ چرا خب؟
:shok:
 
امضا : M A H D I S

M A H D I S

هنرمند انجمن
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
869
پسندها
13,241
امتیازها
31,973
مدال‌ها
40
سن
25
  • #665
چرا همه پولدارا شرکت دارن؟ همه صحنه و اتفاقا هم تو همین شرکته؟ :shok:
چرا همه پولدار مذهبیا تو کاره فرشن؟ چرا خب؟
بغالی شغل نیست؟ قصابی؟ خشک‌شویی؟
بغال پولدارم زیاد داریم که:smiling-face-with-tear::grinning-squinting-face:
 
امضا : M A H D I S

M A H D I S

هنرمند انجمن
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
869
پسندها
13,241
امتیازها
31,973
مدال‌ها
40
سن
25
  • #666
یه فایل رو با ۶۷۸۰ صحفه میشنی می‌خونی یه دفعه نویسنده میزنه پایان جلد اول... :suicide2:
من با این همه ابهام چیکار کنم خب؟ تو روت میشه بگی پایان؟ :shok:
 
امضا : M A H D I S

SAJEDEH@

رو به پیشرفت
سطح
3
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/26
ارسالی‌ها
109
پسندها
308
امتیازها
1,153
مدال‌ها
4
سن
22
  • #667
رمان پلیسی: جناب سرگرد با خانم سروان با هم صیغه میخونن و وارد یه باند قاچاق دختر میشن و میرن دبی و جناب سرگرد به عنوان خریدار میاد و دختره رو میخره. و رمان همش تو پارتی و مهمونی و مشروبه. آخرشم پسره درجه‌ش میشه سرگرد دوم (باور کنید توی یه رمان پسره با 26 سال سن سرگرد دوم بود و دختره سروان سوم.اصلا ندااااااریم این درجه هارو نامردا.) و صیغه رو هم الحمداله خیلی راحت بدون رضایت پدر میخونن و اصلا هم کسی نمیگه بدون رضایت پدر واسه دختر مجرد نمیشه صیغه خوند.

رمان دانشگاهی: حالت اول: دختره دیر میرسه دانشگاه و تصادف میکنه با یه فراری.بعد میره تو کلاس میبینه اععععع همون پسره اومده استاد شده و میگه من استاد جدیدم
حالت دوم: با استادش لجه و میخواد شیطونی کنه و یه بلایی سر صندلیش میاره و بعدشم دوباره...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : SAJEDEH@

fatemeh.ataei

نو ورود
سطح
6
 
تاریخ ثبت‌نام
28/9/25
ارسالی‌ها
37
پسندها
531
امتیازها
2,603
مدال‌ها
5
سن
20
  • #668
چرا تو این رمانا مردها از روی خشم غرش میکنن؟
دختره عاشق کسیه که مثل چی کتک میزنه...
همه رمان عاشقانه ها یه سکانس تو شمال دارن لب دریا و گیتار... اخه چی بگم من
بنده متنفر از رمان‌های دانشجویی هستم
 

Edward

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
30/4/21
ارسالی‌ها
579
پسندها
16,609
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • #669
انواع رقیب عشقی در رمان های خز:big-grin:

منشی پسره:bokmal:
که هیچ وقت ممکن نیست یه زن سن بالا و شوهر دار باشه حتما یه دختر جلفه با یه عالمه آرایش که به گفته شخصیت اصلی زن‌خز تو این موارد مثل خامه به صورتش مالیده

دختر عمو یا دختر خاله پسره یا هم دانشگاهی:405:
که اونم مثل مورد بالا جلفه اکثرا اسمش آتوسا یا یه اسمی با پسوند "ناز" هستش کلا کارش اینه که لباس کوتاه جلف بپوشه به گفته شخصیت اصلی دختر تو همه رمان ها عشقی " یه وجب پارچه" بعد به همه بچسبه بماند که تو همین رمان شخصیت اصلی زن با حدود ده ، بیست تا دوست جنس مخالف پاک و بسیار معصومه همه مردا رو هم به چشم برادری مبینه و بعد از دو روز آشنایی جا اسمشون میگه "داداشی"


عشق اول پسره :672:
که کلا منتظر بوده پسره فلک زده کی عاشق...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

Ftm.ghΨ

نویسنده افتخاری
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
29/12/20
ارسالی‌ها
803
پسندها
4,102
امتیازها
17,773
مدال‌ها
15
سن
20
  • #670
بابا دو دقیقه تو این رماناتون مامان نقش اصلی رو به ازدواج یک مرد پولدار صاحب پسری ولگرد در نیارین و دختره رو عاشق برادر ناتنیش نکنین ببینیم داریم چه غلطی می‌کنیم:/
خدا بگم چیکار کنه کارگردان اون فیلم اسپانیایی رو که کار یادتون داد:/
 
امضا : Ftm.ghΨ
عقب
بالا