دنباله دار اگه جادو داشتی و میتونستی باهاش هر کاری بکنی ، چیکار میکردی؟

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Tara.A
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 30
  • بازدیدها بازدیدها 1,527
  • کاربران تگ شده هیچ

Matt-Pr

کاربر قابل احترام
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
17/6/20
ارسالی‌ها
1,630
پسندها
29,716
امتیازها
64,873
مدال‌ها
35
  • محروم
  • #21
ذهن همه رو میخوندم
 
امضا : Matt-Pr

Death Stalker

هنرمند انجمن
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/20
ارسالی‌ها
5,083
پسندها
157,672
امتیازها
80,673
مدال‌ها
30
  • #22
معلم ها رو تبدیل به غورباقه می‌کردم :big-grin:
 
امضا : Death Stalker

Zahra.D_T

کاربر فعال
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
12/9/20
ارسالی‌ها
1,300
پسندها
20,158
امتیازها
43,073
مدال‌ها
20
  • #23
به کشورم کمک می کردم
( قرار نیست که همش به نفع خودمون باشه)
البته بعد از اینکه کل خانواده خالم رو از رو زمین محو می کردم:sisi2:
 

چیستا

نو ورود
سطح
3
 
تاریخ ثبت‌نام
26/9/20
ارسالی‌ها
24
پسندها
179
امتیازها
1,118
مدال‌ها
4
  • #24
یکی از عزیز ترین های خانواده مو دوباره میدم و باهاش بیشتر وقت می گذروندم:sorry::crty::frown:
 
امضا : چیستا

MOBARAKEH

کاربر فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
2/8/20
ارسالی‌ها
882
پسندها
8,971
امتیازها
30,873
مدال‌ها
19
سن
20
  • #25
نامرعی شدن، خواندن ذهن، سفر در زمان
همینا دیگه، اگه بازم به ذهنم رسید میگم
 
امضا : MOBARAKEH

mhi

کاربر نیمه فعال
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
25/9/20
ارسالی‌ها
522
پسندها
3,142
امتیازها
17,773
مدال‌ها
11
  • #26
تو زمان سفر می‌کنم ( دلم برای بچگی هام تنگ شده)
ذهن آدما رو میخونم ( حریم خصوصیه درست، ولی خب یک سری ها انقدر دو رو شدن آدم چاره‌ نداره)
پرواز می‌کردم ( تا یک ذره از همه چیز دور باشم)
 
امضا : mhi

fariba_a

مدیر بازنشسته
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
9/11/20
ارسالی‌ها
1,086
پسندها
14,083
امتیازها
33,573
مدال‌ها
17
سن
22
  • #27
توی زمان سفر میکردم
ذهن دیگران می خواندم
از این کشور میرفتم جایی که کسی منو نشناسه
به همه ی عزیزانم کمک میکردم
و با کمک نیرویی که داشتم به هدفی که همیشه آرزوشو داشتم می‌رسیدم
همینا دیگه یادم نمیاد


اهااا و اینکه به کسی دلنبندم فقط خودم باشم خودم
 
امضا : fariba_a

Dark color

کاربر فعال
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
16/9/20
ارسالی‌ها
545
پسندها
3,404
امتیازها
17,773
مدال‌ها
13
  • محروم
  • #28
آقا تنهایی آدم دق می کنه، یکی دیگه هم باشه بریم ب جنگ خلافکارا:2guns:
اینو شوخی نگفتم، ولی بی شوخی
اگه توی لحظه بخوایم بگیم(الان نه، در کل) تا الان 10،20 نفر رو کشته بودم.
ذهن بعضی ها رو می خوندم که بدونم فکرهام حقیقت داره یا نه. :speetchless:
و به حفاظت از کشورم کمک می کردم.
 
امضا : Dark color

Constantine

رفیق جدید انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
20/10/19
ارسالی‌ها
91
پسندها
729
امتیازها
3,753
مدال‌ها
7
سن
27
  • #29
ذهن خوانی میکردم :979: پرواز :979:تلپورت:979: اب افزاری و................
 
امضا : Constantine

حصار آبی

ویراستار انجمن
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
24/11/21
ارسالی‌ها
10,364
پسندها
26,369
امتیازها
83,373
مدال‌ها
54
  • #30
پول درست می کردم خیلی زیاد
تمام دوختامو بی زحمت و ایراد کامل میکردم
تمام وسایل نقاشیو ظاهر می کردم
مشکلات تموم اونایی که میشناسمو حل میکردم
دیگه همین
 
امضا : حصار آبی
عقب
بالا