مشاعره مشاعره با اشعار شاعران

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع narcissus
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    مشاعره

Anoosh.

کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
855
پسندها
1,655
امتیازها
11,273
  • محروم
  • #7,141
یکی را دست حسرت بر بناگوش
یکی با آن که می‌خواهد در آغوش

IMG_20251123_103522_673.jpg
 
امضا : Anoosh.

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,045
پسندها
27,104
امتیازها
55,673
  • #7,142
فردوسی

مگر آن که با عشق یزدان پرد

سرانجام بستر بود تیره خاک

بپرّد روان سوی یزدان پاک

اگر مرگ داد است، بیداد چیست

ز بیداد این همه بانگ و فریاد چیست

از این راز جان تو آگاه نیست

بدین پرده اندر تو را راه نیست

چنان که داد است بیداد نیست

چون داد آمده است بانگ و فریاد نیست
 
آخرین ویرایش
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Anoosh.

Anoosh.

کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
855
پسندها
1,655
امتیازها
11,273
  • محروم
  • #7,143
فردوسی

مگر آن که با عشق یزدان پرد

سرانجام بستر بود تیره خاک

بپرّد روان سوی یزدان پاک

اگر مرگ داد است، بیداد چیست

ز بیداد این همه بانگ و فریاد چیست

از این راز جان تو آگاه نیست

بدین پرده اندر تو را راه نیست

چنان که داد است بیداد نیست

چون داد آمده است بانگ و فریاد نیست
مشاعره است
باید با شین می‌گفتید
حالا عیبی نداره



تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج
سِزَد اگر همهٔ دلبران دَهَندَت باج

دو چشمِ شوخِ تو برهم زده خَطا و حَبَش
به چینِ زلفِ تو ماچین و هند داده خراج

حافظ
 
امضا : Anoosh.

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,045
پسندها
27,104
امتیازها
55,673
  • #7,144
جهانِ من از گریه ات خیس باران
تو با سقف کاشانه ى من چه کردی؟!

افشین یدالهی
 

Anoosh.

کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
855
پسندها
1,655
امتیازها
11,273
  • محروم
  • #7,145
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی

افشین یدالهی
 
آخرین ویرایش
امضا : Anoosh.
عقب
بالا