دنباله دار بد ترین سوتی که دادی چی بوده؟

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Tajribii.Zahra
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 21
  • بازدیدها بازدیدها 946
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Sviam

کاربر انجمن
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
31/7/20
ارسالی‌ها
364
پسندها
11,091
امتیازها
27,783
مدال‌ها
16
  • #11
تو مدرسه آزمون داشتیم
فکر کردم معلم نداریم رفتم تو کلاس یه جیغ بلند کشیدم همه بچه ها هم سکته کردن.
معلم هم که داشتیم و نمره انظبات کم کرد
دیگه یادم نمیاد فقط این یادم بود
 
آخرین ویرایش

BARAN_B

کاربر فعال
سطح
17
 
تاریخ ثبت‌نام
7/7/20
ارسالی‌ها
1,425
پسندها
8,597
امتیازها
28,673
مدال‌ها
20
سن
20
  • #12
قابل گفتن نیست
 

Lucida

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
27/6/20
ارسالی‌ها
205
پسندها
3,216
امتیازها
16,633
مدال‌ها
10
  • #13
امم
یادمه داشتم تلفنی با دوستم صحبت میکردم
هی داشتم یک پسره ای رو فحش بارون میکردم تو حیاطم بودم قشنگ یادمه داشتم هی بهش فحش میدادم سر دوستم غر غر میکردم
تلفن و که قطع کردم میخواستم برگردم برم داخل خونه که این پسره که داشت فحش میخورد و با یک ژست خیلی مسخره ای داشت منو نگا میکرد
بعد اخر گفت هر چی گفتی خودتی این یک دوم اینکه من همه ی فحشاتو شنیدم.
یعنی نمیدونین در حال اب شدن بودم :|
 
امضا : Lucida

ChakavaK

کاربر فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
25/11/20
ارسالی‌ها
998
پسندها
12,098
امتیازها
35,373
مدال‌ها
19
  • #14

SETAYESH.MO

مدیر بازنشسته
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
11/12/20
ارسالی‌ها
2,222
پسندها
16,570
امتیازها
44,373
مدال‌ها
18
  • #15
یه بار تو خیابون با کفشای پاشنه بلندم شَپَلَقَ پخش زمین شدم آبروم رفت البته بعدش کلی خندیدم که ضایع نشم
 

^mahsa^

مدیر بازنشسته
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
29/12/20
ارسالی‌ها
2,851
پسندها
15,856
امتیازها
44,373
مدال‌ها
28
  • #16
فکر کردم معلم سر کلاس نیست، پریدم تو کلاسو گفتم هنوز این معلم خرسمون نیومده، بعد دیدم داره عین برج زهر مار منو نگاه میکنه
 
امضا : ^mahsa^

F Potter

نو ورود
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
2/1/21
ارسالی‌ها
0
پسندها
24
امتیازها
40
مدال‌ها
1
  • #17
يه بار رفته بوديم تفريح. پسرخالم اومد بهم گفت که ميدونی خاله و مادر (مامان بزرگم) کجا رفتن؟ منم اومدم بگم رفتن سبزی بچينن ولی اشتباهی گفتم رفتن سبزی بِچَرَن:458159-cb52a51dde0f659624b862e153db48f9:
پسرخالم پوکيده بود از خنده:24:
 

RAHIH

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
26/11/20
ارسالی‌ها
585
پسندها
16,042
امتیازها
36,473
مدال‌ها
17
سن
18
  • #18
یادم نیس:/
 
امضا : RAHIH

MARUL

کاربر فعال
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
11/1/21
ارسالی‌ها
527
پسندها
1,628
امتیازها
11,873
مدال‌ها
11
سن
18
  • #19
شش سالم بود رفته بودیم جشن منم رفتم بالای سن برای مسابقه بشین پاشو وقتی یارو میگفت بشین زانوهامو فقط خم میکردم دوباره که میگفت بشین کلا میشستم
همین جوری هفت هشت بار جلو یه جمع 700-800نفری رفتم وقتی اومدم پایین کل جمع قرمز بودن عین چی
 
امضا : MARUL

bahareh.s

طراح ازمایشی
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
3/9/19
ارسالی‌ها
1,664
پسندها
20,875
امتیازها
43,073
مدال‌ها
29
  • #20
من خیلیییییییی دارما ینی انقد که نمیشه توصیفش کرد:||
یه بار من معنی گ.ه و گ.ا رو فک میکردم یکیه:/
اومدم جلو بابام گفتم ما به گ.ا رفتیم-_______
بعد هیچی دیگه بابام خیلی نمیدونم یه جوری گفت:
- بچه ها درست حرف زنین
بعد منم یهو یادم اومد چه گندی زدم همون گ..ا هه رو کشیدم کردم گ...اااه
هیچی دیگه داداشمم از اون ور اومد گفت میخوای یه چیو درست کنی، گند نزن-___-
بعد منم رد دادم و در آخر همین
 
امضا : bahareh.s
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا