دنباله دار بهترین خوابی که دیدی و برات خیلی خوشآیند بوده

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Мехтаб резаят
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 58
  • بازدیدها بازدیدها 2,282
  • کاربران تگ شده هیچ

Aliasghar

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
16/3/21
ارسالی‌ها
6
پسندها
192
امتیازها
668
مدال‌ها
2
سن
16
  • محروم
  • #51
همه خواب های من غیر طبیعیه ولی وقتی که خواب میبینم انگار واقعیه
وقتی هم که از خواب بیدار میشم احساس پوچی میکنم
 
امضا : Aliasghar

From_moon

رفیق جدید انجمن
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
1/4/21
ارسالی‌ها
8
پسندها
80
امتیازها
123
مدال‌ها
1
سن
18
  • #52
امضا : From_moon

زهـرا دلاریـᥫ᭡

پرسنل مدیریت
مدیر تالار بیوگرافی
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
7,561
پسندها
10,810
امتیازها
62,673
مدال‌ها
41
  • مدیر
  • #53
وقتی بچه بودم خواب دیدم در یک مکان سرسبز و ناشناخته هستم بعد یک بچه که پرواز می‌کرد و گویا فرشته بود، اومد دستم رو گرفت و من رو به یک خونه برد. در اون خونه یکی از معصومین منتظرم بود ولی مثل کارتون‌ها صورتشون از نور می‌درخشید. اما همیشه یک حسی بهم میگه شاید امام علی بود:rolleyes:

دومیش هم خواب دیدم دارم کلی پسر دنبالمه و منم حسابی حالشون رو می‌گیرم:tongue::laugh:
 

AINAZ.R

مدیر بازنشسته
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
11/6/21
ارسالی‌ها
3,153
پسندها
15,490
امتیازها
49,173
مدال‌ها
25
سن
21
  • #54
امضا : AINAZ.R

Deku~

کاربر فعال بخش
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
8/10/18
ارسالی‌ها
2,135
پسندها
24,454
امتیازها
46,373
مدال‌ها
23
  • #55
یه بار خواب دیده بودم با دوستام ک اصن نمیشناسمشون ولی انگار تو خواب خیلی صمیمی بودیم تو یه جایی هستیم ک پر از ابه، آب هم تقریبا شفاف بود و یه راه داشت که روش علف و گیاه بود و از اونجا باید میرفتی تا نیفتی تو آب بعدشم ک رفتیم رستوران کلی غذا سفارش دادم:786:
بعد دوباره برگشتیم تو همون راهه ک گیاه و علف داش و ب یه جایی رسیدیم ک تیکه ای از راه رفته بود زیراب باید میپریدیم اونور
خلاصه اینک تو خواب هم دست پاچلفتی بودم افتادم تو اب
بعدشم دیگ یادم نی چیشد
فک کنم غرق شدم مردم
:gost:
واقعا نمیشناختی یا فقط چهرشونو نمیشناختی؟ @_@
 
امضا : Deku~
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] Rastaa

Deku~

کاربر فعال بخش
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
8/10/18
ارسالی‌ها
2,135
پسندها
24,454
امتیازها
46,373
مدال‌ها
23
  • #56
ماکارونی پر سیب زمیتی تهدیگی که قشنگ سرخ شده بود خوردم انقدر که بترکم
mellowsmiley.gif
 
امضا : Deku~
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] Rastaa

meli);

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
14/11/22
ارسالی‌ها
9
پسندها
236
امتیازها
1,078
مدال‌ها
2
  • #57
داشتم فرار میکردم نمیدونم از کی و چرا ولی انگار بیشتر شبیه یه بازی بود که یه دفعه به یه چمنزار رسیدم پر از گل آفتابگردون بود همینطور یه درخت که یه تاب داشت سوار تاب شدم و داشتم بازی میکردم که مامانم بیدارم کرد گفت بلند شو برو مدرسههههههه
 
امضا : meli);

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #58
موفقیت در اینده
 
امضا : مَهوا

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #59
خواب سفر به اروپا و تحصیل در دانشگاه ادینبورگ انگلستان
که نصیبم نشد ناچار افتادم در دام دانشگاه علامه
 
امضا : m.sina
عقب
بالا