دنباله دار لباس

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع MARUL
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 28
  • بازدیدها بازدیدها 804
  • کاربران تگ شده هیچ

Khatereh=)

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
1/7/20
ارسالی‌ها
299
پسندها
5,350
امتیازها
22,273
مدال‌ها
13
سن
24
  • #11
لباس خیس زیربارون موندم خو دیه ابکشیده شدم
 

Ava85

رو به پیشرفت
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
14/11/20
ارسالی‌ها
25
پسندها
1,071
امتیازها
6,463
مدال‌ها
7
  • #12
هیچی من هیچوقت تیپ بدی جلو خانوادم نزدم
 

پناه سازگار

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
28/9/20
ارسالی‌ها
450
پسندها
5,093
امتیازها
21,973
مدال‌ها
12
  • #13
رفتیم گل بازی کردیم همه جام سر تا پا گلی بود/: لباسامم نو/: پارسال بود ولی انگار بچه دوساله بودم/:
 
امضا : پناه سازگار

RiRa-M

مدیر بازنشسته
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
23/11/20
ارسالی‌ها
2,377
پسندها
18,143
امتیازها
48,373
مدال‌ها
25
  • #14
لباس فوق گشاد سرمه ای که روش یه تاپ پوشیده بودم :/

اصن درک نمیکنم چرا همچین کردم :/
 
امضا : RiRa-M

Mahsa_rad

نویسنده ادبیات
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
14/4/20
ارسالی‌ها
3,524
پسندها
64,872
امتیازها
74,373
مدال‌ها
31
  • #15
تیشرت گشاد توسی
با شلوار قهوه‌ای گل دار گشااااد
 
امضا : Mahsa_rad

MARUL

کاربر فعال
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
11/1/21
ارسالی‌ها
527
پسندها
1,628
امتیازها
11,873
مدال‌ها
11
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • #16
حالا که حرف از گشاد شد یادم میاد یه بار از این شلوار گشادای دمپا کشی پام بود که سبز گل گلی بود و یه سارافان بنفش جذب با زیر سارافی بنفش
تیپم مثل این هندیا بود :))
 
امضا : MARUL

RAHIH

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
26/11/20
ارسالی‌ها
585
پسندها
16,042
امتیازها
36,473
مدال‌ها
17
سن
18
  • #17
فکر می‌کنم هیچی
 
امضا : RAHIH

SARA_H

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ترجمه
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
4/11/20
ارسالی‌ها
727
پسندها
33,011
امتیازها
58,173
مدال‌ها
29
سن
20
  • مدیر
  • #18
بدترین تیپی که خانواده از تو دیده چی بوده
همین امسال؛ رفته بودیم کردستان خونه‌ی مامان بزرگم بعد از اونجا رفتیم باغ‌مون و قایم باشک بازی کردیم؛ چون باغ نوک قله بود، فقط یه قسمتی از باغ برق داشت و بقیه‌ی جاها نداشت.
خلاصه من چون لاغرم و ماهیچه‌ دارم، خیلی تند و فرز بودم؛ بخاطر همین اصلا چشم‌نذاشتم همش قایم‌ میشدم.
ما بین این قایم شدن نزدیک بود پیدام کنن که اومدم تغییر مکان بدم و چون تاریک بود، هیچی رو نمی‌دیدم؛ یهو حس کردم پام خیس شد؛ خم شدم و یه دست به کفشم کشیدم و انگشتم رو به بینیم نزدیک کردم که ببینم چیه؟
چه دیدم گِله و پای راست من تا پایین زانوم گلی شده بود!
هعی بعد به هر هزار بدبختی بود خواستم درش بیارم که کفشم از پام در اومد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Bita

نویسنده ادبیات
سطح
33
 
تاریخ ثبت‌نام
14/1/19
ارسالی‌ها
4,992
پسندها
24,836
امتیازها
67,173
مدال‌ها
51
  • #19
دامن گلگلی مادربزرگمو پوشیدم
 
  • Haha
واکنش‌ها[ی پسندها] W-XixI

✿↝..Şสરส ..↜✿

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
15/1/21
ارسالی‌ها
10
پسندها
195
امتیازها
1,048
مدال‌ها
2
  • #20
اومممممممممم فکر کنم چند سال پیش که دکمه مانتوم کنده شد منم خواستم جلوباز بپوشم اما زیرش یک لباس رنگه زرد بود که روشم سوس ریختم اصا یک وضعی
 
امضا : ✿↝..Şสરส ..↜✿
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] MARUL
عقب
بالا