نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

اشعار رهاشده کاربران مجموعه اشعار زمستان | آتوسا کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع Atoosa
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها 176
  • Tagged users هیچ

Atoosa

تازه وارد
تازه وارد
سطح
0
 
ارسالی‌ها
2
پسندها
41
امتیازها
30
مدال‌ها
1
نام مجموعه اشعار: زمستان
شاعر: آتوسا
مقدمه:
این زمستان به چه شکل است که هر قدر در آن مینگرم، سردی روح من سردی آن سرد تر است
گرمی دست تو از تابش مطلوب خورشید مطلوب تر است


 
آخرین ویرایش توسط مدیر

SAN.SNI

مدیر بازنشسته
کاربر ارشد
سطح
29
 
ارسالی‌ها
5,974
پسندها
26,925
امتیازها
70,873
مدال‌ها
25
•| بسم رب العشق |•

642650_f51a41dc6db62ddb64ffaea46ee2561e.jpg


ضمن عرض سلام و خوش آمد خدمت شما شاعر محترم؛
لطفاً قبل از شروع تایپ مجموعه اشعار خود، قوانین بخش را مطالعه کنید.
قوانین بخش اشعار کاربران

پس از ارسال پانزده پست در دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست نقد بدهید و از دیدگاه دیگر کاربران درباره اشعارتان، آگاه شوید.
تاپیك درخواست نقد و بررسی اشعار

پس از گذشت پانزده پست از دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست تگ دهید و از کیفیت اشعار خود آگاه شوید.
تاپیك درخواست تگ برای اشعار

لطفاً به محض دریافت تگ، با مراجعه به تاپیك مربوطه، درخواست جلد برای دفتر اشعارتان بدهید.
تاپیك درخواست جلد برای اشعار

پس از طراحی جلد توسط طراحان انجمن، در تاپیك مربوطه تگ شده و جلدتان را دریافت می‌کنید.
تاپیك جامع دریافت جلد

بسیار خوش‌حال خواهیم شد اگر انتقادات و پیشنهادات خود در راستای پیشرفت بخش شعرکده، در تاپیك زیر عنوان کنید.
انتقادات و پیشنهادات تالار شعرکده

پس از پایان تایپ دفتر اشعارتان، در تاپیك زیر اعلام کنید.
ضمن این‌که قبل از اعلام پایان تایپ، از داشتن تگ «شاعرانه» یا «منتخب» و همچنین داشتن جلد اطمینان حاصل فرمایید؛ در غیر این صورت به بخش کامل شده منتقل نخواهد شد.
تاپیك اعلام پایان دفتر شعر کاربران

در صورتی که درخواست صوتی شدن دفتر شعر خود را دارید،
در تاپیک زیر اعلام کنید.
لطفاً قبل از ارسال درخواست، شرایط را مطالعه کرده و از داشتن آن‌ها اطمینان حاصل فرمایید.
درخواست صوتی شدن دفتر اشعار

•••

با آرزوی موفقیت برای شما شاعر عزیز
مدیریت تالار شعرکده
 

Atoosa

تازه وارد
تازه وارد
سطح
0
 
ارسالی‌ها
2
پسندها
41
امتیازها
30
مدال‌ها
1
هوا تاریک و سرد است آسمان امشب
شنیدم ماه هم بیمار گشته اندکی امشب

نشانی از تو و برف و دو فنجان نیست
تصور کن که یک ساحل پر از ماهی شدست امشب

کمی با دوستان میخندد این صورت ولی میدان
غمی در بطن جان دارم که بی جانم کند امشب

نگه بر کاغذم کردم ، غمی افزوده شد بر دل
گناهش چیست این کاغذ که گشته رو سیاه امشب

مرا گویی که این احوال پاییزی ز جان و دل ، همه برکَن
ولی شهر اتاق من چه پاییزی شدست امشب

همه عمرم به دنبال شمیم عطر تو در شهرمان بودم
ولی گویی که کل شهر ، زده عطر تو را امشب

دریغ از من بکردی تو دو دستان پر از عشقت
دریغا ، هرچه شد بگذشت روم پیش خدا امشب​
 
بالا