جففففر و رفیقاش میرن قهوهخونه ی غضنفر و رفیقاش
جفففر قمه رو میزنه رو میز
همه میترسن
جفففر میگه:
مادر اینوریا برامن
خواهر اونوریا براشما
بعد اینکه میرن
غضنفر ورفیقاش میگن ما بیغیرت نیسیم ماهم باید بریم قهوه خونه جفففر و رفیقاش
خلاصه میرن تو قهوه خونه
غضنفر قمه رو میزنه رو میز
همه بلند میشن
غضنفر از ترسش میگه:
مادرم برا اینوریا
خواهرم برا اونوریا