خب اگر قول بدن حرفامو باور داشته باشن نگفته های زندگیمو میگم و لحظه های آخر عمرمو دوست دارم کنار بهترین رفیقم باشم همراه با خانوادمو خانوادشخب از اسمش پیداس بگوییدم ببینیمان
پ.ن:من میرفتم به کسی که باهام قهره زنگ میزدم و دوتا فش آبدار بهش میدادم تا بدون باهاش قهرم که عین بیشعورا نیاد حلوای ختمم رو بخوره...
بخدااا!خرجا گیرونه عزیز=/