دقیقا دکتر بازی عشق بود:16:دکتر بازی![]()
![]()
من همین الانشم با داداشم صبح تا شب دعوا میکنمیه مشت پشتی میزاشتم و چادر میچیدم و آویزون میکردم خونه درست میکردم باهاشون خاله بازی
با عروسک ها خود به خود به جاشون حرف میزدم
با داداشم کُشتی میگرفتم و بازی دعوایی انجام میدادیم

من جنگ دارم باهاش همین امروز داشتیم کشتی میگرفتیم یعنی براخودمون جنگ جهانی هستیمPs1 فقط! گاهی هم دزد و پلیس بازی

منم همین طورمن جنگ دارم باهاش همین امروز داشتیم کشتی میگرفتیم یعنی براخودمون جنگ جهانی هستیم![]()

به بازی کردن نرسیدم تو اوج بچگی بزرگ شدمدکتر بازی![]()
![]()