دنباله دار یه کار خطرناک یا عجیب که تو بچگیات کردی رو بگو؟

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Edward
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 23
  • بازدیدها بازدیدها 1,329
  • کاربران تگ شده هیچ

بَهآرنارنج

کاربر حرفه‌ای
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
27/12/21
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
6,393
امتیازها
28,973
مدال‌ها
16
  • #11
میرفتم دفتر طراحی آبجیمو خط خطی میکردم
هردفعه هم از ترسش پشت بابام قایم میشدم:458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d:
 
امضا : بَهآرنارنج

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #12
می تونه یه کار باشه یا یه فکر حالا

تعریف کنید ببینم :big-grin:
البته فقط ادما شجاع جرعتش رو دارن بگن
مثل فیلم ها که مهره به بینیشون وصله
همین کار رو کردم
مهره رفت داخل بینیم و کار به بیمارستان کشید/:
 
امضا : مَهوا

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,045
پسندها
27,094
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #13
اونقدر نترس بودم اوه ه ه
زیاده همبازی با پسرخاله دخترخاله اونقدر تومسافرتا هرجا وسط راه وارد کافه یا رستورانک ییلاقی می‌شدیم
موقع خروج کلا دکور اونجا تغییر می‌کرد
صاحب کافه هی میگف چرا من اینجام
کافه ی خودم کجا رفته؟

یسره مثه رابین هود توبازیها نجات می‌دادم بقیه رو از رو تاب نیفتن تواستخرقسمت عمیق نباشن
یسری با چادرمشکی مامانم دور گردنم گره. یه پا رچه مشکی دوتا سوراخ واسه چشم کلاه حصیری برادرم کفگیر ملاقه مامانم دستکش سیاه با غبونی دستم‌
خودااا فقط بجای اسب سوار بالشت میشدم مثلاzoro
بودم ...یه حس اعتماد به نفس
بچه هام اصلا اونقده خوشحال...فقط وقتی اسبم میخواس شیهه بکشه بره بالا
کفگیر ملاقه به چن نقطه از بدن مبارک اطرافیان فرود میومد...
 

اِللا لطیفــی

مدیر بازنشسته
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
5/9/23
ارسالی‌ها
1,195
پسندها
8,880
امتیازها
26,673
مدال‌ها
21
سن
25
  • #14
ی جوجه ناز و کوچولو رو لقت کردم و دلو رورده اش زد بیرون طفلکی، تا الان دلم میسوزه بهش بدجوری عذاب وجدان دارم، البته داشتم بدو میکردم ندیدمش زیر پام شد.
 
امضا : اِللا لطیفــی

گل گلی

رفیق جدید انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
25/8/23
ارسالی‌ها
93
پسندها
661
امتیازها
3,713
مدال‌ها
6
سن
4
  • #15

Arghavan sadat

نو ورود
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
5/10/23
ارسالی‌ها
5
پسندها
129
امتیازها
483
مدال‌ها
1
  • #16
و منی که هرچی فک میکنم هیچی نیست چکار کنم
فقد یادمه هربار داداش و آبجی کوچیکم خراب کاری میکرد من کتک می‌خوردم با جارو با شونه با سیم شارژر دمپایی :sugarwarez-001:
 
آخرین ویرایش
امضا : Arghavan sadat

GHOGHA❁

نویسنده افتخاری
سطح
15
 
تاریخ ثبت‌نام
28/7/23
ارسالی‌ها
947
پسندها
6,997
امتیازها
22,873
مدال‌ها
25
سن
25

GHOGHA❁

نویسنده افتخاری
سطح
15
 
تاریخ ثبت‌نام
28/7/23
ارسالی‌ها
947
پسندها
6,997
امتیازها
22,873
مدال‌ها
25
سن
25
  • #18

Prince:)

مدیر بازنشسته
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
16/7/23
ارسالی‌ها
513
پسندها
3,902
امتیازها
17,273
مدال‌ها
18
  • #19
کلاس ششم یک پسره خیلی اذیتم می‌کرد از پله ها پرتش کردم پایین دستش شکست پاش هم نمیدونم چی شد:219: بعد جرمم رو انداختم گردن یکی دیگه اونو از مدرسه انداختن بیرون از پسر هم که اذیتم می‌کرد یک آتو داشتم تهدیدش کردم سکوت کنه:hanghead:
فیلم ترکی واقعی:466:
 
امضا : Prince:)

Ellery

رو به پیشرفت
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
3/1/23
ارسالی‌ها
174
پسندها
1,117
امتیازها
6,463
مدال‌ها
10
  • #20
فکر کنم ۶ یا ۷ سالم بود بعد آبجیم تازه بدنیا اومده بود همه توجه ها به سمت اون بود منم حسود دیگه خیلی داشت بهم فشار میومد وسایلامو جمع کردم از خونه زدم بیرون هیچی دیگه بعد دو روز پیدام کردن:)
یبار دیگم خواستم امتحان کنم تو فیلما چجوری با چاقو خودشونو میکشن برداشتم چاقورو فرو کردم و شیکمم.... اینجام ۸ سالم بود
 
امضا : Ellery
عقب
بالا