ـ XXXX :
تو این دنیا از چه چیزهایی بیشتر از همه متنفری؟
ـ INTP :
خب، ساختارها و تعهدات سفت و سخت باعث میشن احساس کنم که به دام افتادم و نمیتونم اونجور که دلم میخواد عمل کنم.
آدما و بحث ها فوق احساسی و غیر منطقی اذیتم میکنن. از سخنرانی های عمومی و جاهایی که جمعیت زیادی دارن متنفرممم. دوست ندارم تعاملات اجتماعی مداوم و پشت سر هم داشته باشم چون برام مثل یه شکنجه است و برنامه های خیلی منظم باعث استرسم میشن.
حقیقتش من آدم بی ثباتی هستم. گاهی میگم دوست دارم سفر کنم و گاهی میگم نمیخوام از روی تختم بلند شم، گاهی میگم یه نفر رو دوست دارم و بعد دوست داشتنم میچرخه و تبدیل به نفرت میشه. نمیدونم چی میخوام و چی نمیخوام. تنها چیزی که میدونم اینه که من انقدر فکر میکنم که اگه فراموش کنم کلمات تو ذهنم رو به کسی بگم درنهایت سرم از تجمع زیاد اون ها منفجر میشه!
هرچقدر بزرگ تر میشم تمایلم به حرف زدن کمتر میشه، دیگه نمیتونم عدم درک و بی اعتمادی رو تحمل کنم، دیگه قادر به برقراری ارتباط های مزخرف، صحبت های سطحی و لبخند های ساختگی نیستم چون من رو منزجر میکنن
ـENFJ، ISTJ، INTP، ESTP به هم بیربط به نظر میان ولی همشون:
فوق العاده باهوش و شوخ طبعن، با همه صادقن، برای هر مشکلی بهترین راه حل رو پیدا میکنن، مهربون و کنجکاو هستن و حتی اگه کارهاشون رو تا آخرین لحظه به تعویق بندازن بازم میتونن به نحوی انجامشون بدن.
اوکی ولی قرار نیست من همیشه جدی و رک و عصبانی باشم، خیلی وقت ها منم ذوق میکنم و احساساتم فوران میکنن، بعضی وقت ها پیش کسایی که دوست شون دارم شوخ طبع و خوش رو میشم و میتونم بخندم و شوخی کنم
یکی از سرگرمی هام اینه که میشینم تو ذهنم تصور میکنم یه کاری رو شروع کردم، براش زحمت کشیدم، توش حسابی موفق شدم و... ولی خب تو واقعیت حتی حوصلهام نمیاد شروعش کنم :)