کتاب کتاب | کتاب جن‌گیر

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع setayesh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 5
  • بازدیدها بازدیدها 202
  • کاربران تگ شده هیچ

setayesh

پرسنل مدیریت
مدیر تالار سرگرمی
سطح
45
 
تاریخ ثبت‌نام
4/8/21
ارسالی‌ها
6,726
پسندها
44,158
امتیازها
88,276
مدال‌ها
91
سن
17
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
کتاب جن‌گیر که برای اولین‌ بار در سال ۱۹۷۱ منتشر شد، هم‌اکنون به یکی از پرطرف‌دارترین سریال‌های شبکۀ فاکس تبدیل شده است. پس از گذشت پنجاه سال از انتشار آن، همچنان به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین کتاب‌های ژانر وحشت مطرح است. جن‌گیر پنجاه‌وهفت هفتۀ پیاپی در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز قرار داشت و توانست هفده هفتۀ پیاپی جایگاه نخست آن را از آنِ خود کند. ویلیام پِتِر بلاتی این کتاب را از روی داستان واقعیِ دختربچه‌ای تسخیرشده توسط شیطان به رشتۀ تحریر درآورد. در این داستان ترسناک و دلهره‌آور، تلاش‌های مادر ریگان برای رهاکردن فرزندش از چنگال شیطان روایت می‌شود.
جن‌گیر دو سال پس از انتشار توسط کمپانی برادران وارنر به روی پردۀ سینما رفت و چالش‌های بسیاری را در ایالات‌‌ متحده به‌دنبال داشت. سپس...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : setayesh

setayesh

پرسنل مدیریت
مدیر تالار سرگرمی
سطح
45
 
تاریخ ثبت‌نام
4/8/21
ارسالی‌ها
6,726
پسندها
44,158
امتیازها
88,276
مدال‌ها
91
سن
17
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2

در قسمتی از کتاب جن‌گیر می‌خوانید :​


وقتی رگان سه ساله بود پدرش هووارد تصمیم گرفت شیشه پستانک را دیگر متوقف کند، رگان برای مکیدن شیشه پستانک دار در آن سننا بزرگ به نظر می رسید .امارگان تا شیشه پستانک دار را شب در دهان نمی گذاشت خوابش نمی برد. یک شب پدرش هووارد شیشه را از دستش گرفت و رگان جیغ و گریه سر داد و تا ساعت چهار بامداد همچنان گریست و ناله کرد و در تمام مدت روز هم عصبی و ناراحت بود و تنش و تشنج داشت.
همین واقعه باعث گردید خانم کریس در اقدام خود نسبت به تخته موقتا تعدیل نشان دهد و آن را برای وقت مناسب تری بگذارد:
من این موضوع را با یک روانشناس مطرح می کنم، و با این تصمیم و فکر به اتاق خواب خویش بازگشت
خسته روی تخت افتاد و تقریبا همان لحظه هم خوابش برد. ولی چند...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : setayesh

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,008
پسندها
30,065
امتیازها
88,273
مدال‌ها
33
  • #3
خود استیون کینگ گفته: «جن‌گیر تأثیرگذارترین رمان وحشت قرن بیستم است، نه چون خون‌ریزی دارد، چون شما را وادار می‌کند به این فکر کنید که آیا روحتان هم در خطر است.»

داستان از چه قرار است؟

داستان در محله جرج‌تاون واشنگتن دی‌سی، پاییز سال ۱۹۴۹ شروع می‌شود. شخصیت اصلی، ریگان مکنیل، یک دختر بچه ۱۲ ساله است که با مادرش کریس، بازیگر مشهور سینما، زندگی می‌کند. پدر ریگان از آنها جدا شده و ریگان خیلی دلتنگش است.

اولش همه چیز خیلی ساده است. ریگان می‌گوید تختش تکان می‌خورد. مادرش فکر می‌کند کابوس دیده. بعد صدای خش‌خش در اتاق ریگان می‌آید. کریس فکر می‌کند شاید موش صحرایی زیر خانه رفته. اما اوضاع هر روز بدتر می‌شود. یک شب کریس صدای غرشی از اتاق ریگان می‌شنود، در را باز می‌کند و می‌بیند تخت...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,008
پسندها
30,065
امتیازها
88,273
مدال‌ها
33
  • #4
کریس ریگان را می‌برد پیش دکترها. ام‌آرآی، سی‌تی اسکن، تست روانشناسی. تمام جوابها طبیعی است. یک جراح مغز و اعصاب به کریس می‌گوید: «دخترت از نظر فیزیکی هیچ مشکلی ندارد. اما چیزی که دیدم... من ۳۰ سال مغز آدم عمل کردم، چیزی شبیه این الگوهای مغزی را ندیده بودم. انگار دو نفر همزمان توی یک جمجمه زندگی می‌کردند.»

بعد از چند هفته، ریگان شروع می‌کند به حرف زدن به زبانی که هیچکس نمی‌فهمد. یک کشیش زبان‌شناس به اسم پدر دیمین کاراس که اتفاقاً روانشناس هم هست، متوجه می‌شود که ریگان به زبان آرامی حرف می‌زند، زبان مسیح ۲۰۰۰ سال پیش. و مدام یک اسم را تکرار می‌کند: «پازوزو». اسم یک ایزد باستانی بین‌النهرینی که مردم آن منطقه او را «پادشاه ارواح شیطانی هوا» می‌نامیدند.

اینجاست که کلیسا وارد ماجرا می‌شود...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,008
پسندها
30,065
امتیازها
88,273
مدال‌ها
33
  • #5
چه چیزی این کتاب را ترسناک می‌کند

ترس «جن‌گیر» در دو چیز است.
اول: مستند بودن روایت. بلَتی مثل یک روزنامه‌نگار، روزبه‌روز، ساعت به ساعت، با جزئیات پزشکی و روانشناسی جلو می‌رود. هیچ کاریکاتوری وجود ندارد. پزشکان اذعان می‌کنند که نمی‌دانند قضیه چیست. کشیش‌ها هم شک دارند. حتی پدر مرین در بخشی از کتاب اعتراف می‌کند که ۳۰ سال است نمی‌داند واقعاً دارد با شیطان طرف است یا روانپزشکی که بلد نیست.

دوم: نفوذ به حریم خصوصی. کتاب مدام از تو می‌پرسد: «اگر بدترین کابوس‌هایت درست از آب دربیایند، آیا باز هم آدم خوبی خواهی ماند؟» ریگان در حالت عادی دختری مهربان و آرام است. وقتی روح شیطانی وارد او می‌شود، کتاب تو را مجبور می‌کند تماشا کنی که یک بچه ۱۲ ساله چطور مجبور می‌شود ناسزاهایی بگوید که فقط...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,008
پسندها
30,065
امتیازها
88,273
مدال‌ها
33
  • #6
حکایت جالب پشت کتاب

بزرگترین حکایت این کتاب این است که بر اساس یک پرونده واقعی نوشته شده. ویلیام پیتر بلَتی سال ۱۹۴۹، وقتی دانشجو بود، در روزنامه‌ها خبری خواند درباره یک پسر ۱۴ ساله در کالج وودلاک مریلند که به اعتقاد کلیسا، تسخیر شده بود. بلَتی سال‌ها بعد، وقتی خبرنگار بود، موفق شد اسناد محرمانه این پرونده را از واتیکان بگیرد. آن پرونده ۳۰ صفحه دست‌نوشته بود به زبان لاتین. بلَتی سال‌ها آن اسناد را مخفی نگه داشت تا سال ۱۹۷۱ که کتاب را بر اساس همان مستندات نوشت.

اما حکایت عجیب‌ترش این است:

در طول فیلمبرداری نسخه سینمایی کتاب در سال ۱۹۷۳، اتفاقات عجیبی افتاد. استودیو چهار بار آتش گرفت. بازیگر نقش پدر کاراس (جیسون میلر) بعد از اتمام فیلمبرداری به طرز ناگهانی به کشیشی مشهور...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا
عقب
بالا