مباحث متفرقه دیالوگِ ماندگارِ من... .

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع armıta
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 259
  • کاربران تگ شده هیچ

armıta

فرهیخته ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/6/22
ارسالی‌ها
3,167
پسندها
31,765
امتیازها
69,173
مدال‌ها
51
سن
16
  • نویسنده موضوع
  • #1
خب اینجا انجمن رمان نویسیه دیگه، بیاید و دیالوگی که خودتون از رمانتون دوست دارید رو بنویسید:)
 

MONTE CRISTO

پرسنل مدیریت
مدیر تالار روانشناسی
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
11/9/21
ارسالی‌ها
4,862
پسندها
51,747
امتیازها
77,373
مدال‌ها
78
سن
22
  • مدیر
  • #2
- چرا هاستینگ کشیده عقب؟
- معتقده پزشکی که خودش دیوونست نمیتونه یه بیمار روانی رو درمان کنه‌.
- مگه میشه یه آدم تحصیل کرده و موفق دیوونه باشه!
- فکر می‌کنی اراجیف آکسفورد اونو از جنون نجات میده...؟ با همه‌ی اینا هاستینگ رو دست کم نگیر، اون‌قدر جرئت داره تا این جنون رو با آغوش باز بپذیره.
- این طرز فکر... .
- جنون آمیزه؟! خودش که گفت عقلش روبه مرگه.


* داستان کوتاه نفیر جنون... دلم براش تنگ شده بود :blushing:
 
آخرین ویرایش
امضا : MONTE CRISTO

BITAΨ

نگاربان
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
10/7/21
ارسالی‌ها
2,530
پسندها
27,408
امتیازها
53,373
مدال‌ها
30
سن
23
  • #3

- ترانه تو انقد غرق جنگیدن با دشمنات شدی که دیگه فرقی با اونا نداری! حالا یکی از اونایی و دیگه پیروز شدنت فایده‌ای نداره! چون حتی اگه توی این جنگ پیروز هم بشی بازهم توی اوج پیروزی باختی و دشمنات هم توی اوج باختن بُردن!

(رمان دلکُشان)
 
آخرین ویرایش
امضا : BITAΨ
عقب
بالا