دفتر خاطرات دفتر خاطرات ~Deku | اختصاصی انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ANAM CARA
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 13
  • بازدیدها بازدیدها 1,424
  • کاربران تگ شده هیچ

~Deku

کاربر فعال بخش
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
8/10/18
ارسالی‌ها
2,071
پسندها
22,079
امتیازها
46,373
مدال‌ها
21
  • #11
یکی از بزرگترین مشکلاتی که من توی خلاصه نوشتن‌های نویسنده‌های اینجا می‌بینم اینه که جملاتشون ناقصن. مثالش:
دختری که در زندگی اش رنج های بسیاری متحمل شده است.
الان اینجا، نویسنده باید یه ویرگول بزاره و فعل جمله رو بگه که دقیقاً برای اون دختری که ازش حرف زده چه اتفاقی افتاده و هدف جمله چیه، منتها نویسنده میاد نقطه می‌ذاره میره جمله بعدی... شما وقتی با واژه «که» شروع میکنید، اون چیزی که بعد از «که» میاد اطلاعات اضافه‌ست و اصلا فعل اصلی جمله نیست. حتی اگه نویسنده هدف اصلیش از نوشتن جمله، چیزی باشه که بعد از این «که» میاد و این اطلاعات اصل کاری ان نه اطلاعات اضافه، در اون صورت حداقل باید یه فاعل اول جمله‌ش اضافه کنه و یه فعلی هم قبل «که» بیاره. مثلاً همینو بکنتش:
فلانی دختری است که در زندگی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : ~Deku

~Deku

کاربر فعال بخش
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
8/10/18
ارسالی‌ها
2,071
پسندها
22,079
امتیازها
46,373
مدال‌ها
21
  • #12
یکی از دلایلی که نمیام آثارمو تبلیغ کنم اینه که تموم نشدن و مخاطب ممکنه بخاطر یه مدت پارت نذاشتنم دراپ کنه
ولی از طرف دیگه وقتی تموم می‌کنم هم هرچی میگم بخونن، خوانندگان انجمن از اونجایی که از گشادیسم رنج می‌برن فقط منو می‌پیچونن و نمی‌خونن که به شدت آزارم میده
رمان افسون چپ دست تموم شده، کاملاً آماده خونده شدن، قند عسل نوشتم فانتزی‌ دوست ها، اینهمه ایده رو با ذوق نوشتم که به اشتراک بذارم و تهش ملت محل سگ هم ندادن... آخ من یه دماری می‌خوام از روزگارتون در بیارما
من دیگر آخر هایم است...:lugentis:
 
امضا : ~Deku

~Deku

کاربر فعال بخش
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
8/10/18
ارسالی‌ها
2,071
پسندها
22,079
امتیازها
46,373
مدال‌ها
21
  • #13
1000007555.jpg
وای... خودمم موندم از کجا شروع کنم... تموم شد! آخراشو با چنان ذوقی نوشتم که چشم به هم زدم به انتهای داستان رسیدم. قلبم هر لحظه نزدیک بود منفجر بشه، چون واقعاً شیرین ترین عاشقانه عمرم رو نوشتم و معلوم هم نیست داستان بعدیم به این سطح برسه یا نه!
هر نویسنده ای که می‌خواد به مسیر حرفه‌ای بره، باید سبک خودش رو پیدا کنه. سبک هم به معنی ژانر و تم و این چیزای تکرارشونده نیست، به معنی چیزیه که مخصوص خود نویسنده‌ست تا نویسنده‌های دیگه نتونن مثل اون باشن. من هم حداقلش تونستم سبک خودم رو پیدا کنم:
من درمورد عشق می‌نویسم. ولی نه فقط عشقی که هدفش ازدواج باشه، من می‌خوام انواع متفاوتی از عشق رو به تصویر بکشم:405: چون معتقدم عشق توی زندگی همه وجود داره، ولی خب آدما...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : ~Deku

~Deku

کاربر فعال بخش
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
8/10/18
ارسالی‌ها
2,071
پسندها
22,079
امتیازها
46,373
مدال‌ها
21
  • #14
من یه رمان رو اینجا تموم کردم و‌ پی‌دی‌افش اومد رو سایت
یه فن‌فیکشن‌ هم نوشتم که هیچکی نخوند، ولی اونم تمومش کردم
و الان دارم رمان دومم رو می‌نویسم و اینجا منتشرش نکردم. می‌خواستم هم نمی‌تونستم منتشرش کنم چون می‌کردنم تو گونی:610181-064beec23c2ab9fae36b67a1ed4b4f68:
زندگی من خیلی به رنگ سبز گره خورده و این داستانایی که نوشتم وایب سبز رو می‌دادن
ولی رمان جدیدم برعکسشه، راجع به رنگ سرخه. نوشتنش تجربه متفاوتیه چون وارد قلمرو تازه ای شدم و جرأت بیشتری به خرج دادم
واقعاً دوستش دارم و از الان سخن پایانیم که مال آخر داستانه رو نوشتم. شبیه اون مصاحبه‌هایی که توشون کارگردان فیلم میاد دلیل ساختن فیلم و فلسفه و جرقه‌اش رو میگه. امیدوارم زیاد یاوه‌گویی و توضیح واضحات نکرده باشم البته...

لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

پیوست‌ها

  • 1000019041.webp
    1000019041.webp
    149.4 کیلوبایت · بازدیدها 2
  • 1000019088.webp
    1000019088.webp
    88.9 کیلوبایت · بازدیدها 2
آخرین ویرایش
امضا : ~Deku
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] mel mel
عقب
بالا