کتاب کتاب | ملکوت

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع vanıa
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 175
  • کاربران تگ شده هیچ

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,985
پسندها
37,577
امتیازها
96,874
مدال‌ها
79
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #1
کتاب «ملکوت» نوشته‌ی بهرام صادقی با جمله‌ی «در ساعت یازده شب چهارشنبهٔ آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد…» آغاز می‌شود.

آقای مودت در یک مهمانی که در باغ خودش برگزار کرده، به‌ظاهر مسموم می‌شود. سه نفر از دوستانش او را برای معالجه به شهر و به مطب «دکتر حاتم» می‌برند. دکتر حاتم در گفت‌وگو با منشی جوان آقای مودت، روایت هولناک زندگی خودش را آغاز می‌کند.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] amın

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,985
پسندها
37,577
امتیازها
96,874
مدال‌ها
79
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #2
م.ل» یکی دیگر از شخصیت‌های عجیب این داستان است. او اندام‌ بدنش را مرحله‌به‌مرحله قطع کرده است و حالا فقط یک دست دارد تا خاطراتش را بنویسد. کتاب ملکوت با روایت دکتر حاتم از زندگی و اعمالش کم‌کم جلوه‌ی ترسناک خود را نشان می‌دهد. دکتر حاتم هرکجا پا می‌گذارد چیزی جز مرگ و ویرانی با خودش به همراه ندارد.

اگر به فضاهای وهم‌آلود و ترسناک و معماهای عجیب علاقه‌ دارید می‌توانید کتاب صوتی ملکوت را بشنوید.
منبع: طاقچه
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] amın

موضوعات مشابه

عقب
بالا