حکایت حکایت ملانصرالدین و خرش

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع TomSasha
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 219
  • کاربران تگ شده هیچ

TomSasha

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
33
 
تاریخ ثبت‌نام
22/11/21
ارسالی‌ها
4,119
پسندها
23,491
امتیازها
55,873
مدال‌ها
54
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
روزی ملانصرالدین الاغ خود را با زحمت فراوان به پشت بام برد؛ بعداز مدتی خواست او را پایین بیاورد ولی الاغ پایین نمی‌آمد! ملا نمی‌دانست که الاغ بالا می‌رود ولی پایین نمی‌آید!
پس از مدتی تلاش ملا خسته شد و پایین آمد ولی الاغ روی پشت بام به شدت جفتک می‌انداخت و بالا و پایین می‌پرید. تا اینکه سقف فرو ریخت و الاغ جان باخت. ملا که به فکر فرو رفته بود باخود گفت: لعنت بر من که ندانستم اگر خری را به جایگاه رفیعی برسانم هم آن جایگاه را خراب می‌کند و هم خود را هلاک می‌کند
!
منبع: ستاره
 
امضا : TomSasha

شهین

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/5/23
ارسالی‌ها
2
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2
بقول شاعر
مقام ار دهی بر کسی بی‌هنر،
کند قدرِ آن جایگه را هدر.
نه خود سربلند و نه منصب بماند،
سرانجام هر دو به خواری کشاند.
همچنین
نادان چو به منصب رسد، عیبِ خود آشکار کند
هر شاخه که بی‌ریشه بود، زود به باد افتد
 
عقب
بالا