دفتر آزادنویسی دفتر آزاد نويسی فاقد عنوان | نگار1373 نویسنده انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع MER~
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 11
  • بازدیدها بازدیدها 585
  • کاربران تگ شده هیچ

نگار 1373

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
3/9/17
ارسالی‌ها
1,891
پسندها
25,807
امتیازها
49,573
مدال‌ها
28
سن
31
  • مدیرکل
  • #11
چشمانش را ریز کرده بود تا زیر تیغ بُرنده‌ی آفتاب، راحت‌تر اطرافش را ببیند. چند ثانیه ماشین استیشن قدیمی‌ای را که از مقابلشان می‌گذشت را تماشا کرد و دوباره به خانه‌ی کوچک و قدیمی آن سمت خیابان نگاهی انداخت. قبل از این‌که دوباره به سیگارش پک بزند، شخصی که کنارش ایستاده بود شاکی شد و گفت:
- فکر نکنم دیگه ریه‌ای واسه‌ت باقی مونده باشه؛ همون‌طوری که ریه‌های من رو نابود کردی!
ادوارد زیر چشمی به نیکول نگاهی انداخت و بعد خاکستر سیگارش را با ضربه‌ی انگشتش روی زمین تکاند. دود حاصله را از بینی‌اش آهسته رها کرد و غرید:
- خوش‌شانس بودی که فِرِد وقت نداشت بیاد، وگرنه الان کف خیابون افتاده بودی و واسه یه ذره هوای سالم تقلا می‌کردی.
نیکول با شنیدن اسم فرد، چهره درهم کشید و با قیافه‌ی عبوسش به همان خانه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : نگار 1373

نگار 1373

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
3/9/17
ارسالی‌ها
1,891
پسندها
25,807
امتیازها
49,573
مدال‌ها
28
سن
31
  • مدیرکل
  • #12
همیشه شب‌ها برای عبور از آن کوچه‌ی تنگ و تاریک هراس داشتم. کوچه‌ای که در واقع تا حدی به کوچه باغ شباهت داشت و تنها دو نفر همزمان می‌توانستند از آن بگذرند. همان کوچه‌ای که برای رسیدن به خانه‌ام، تنها راه عبورم بود.
اجاره‌ی بالای خانه‌ها و نداشتن پول کافی، ناچارم می‌کرد تا در خانه‌ی دور افتاده و متروکه‌ی پدری‌ام، در یک روستای دور افتاده و کم جمعیت ساکن شوم. روستایی که در اثر کوچ زیاد ساکنانش به شهر یا روستاهای اطراف، دیگر جمعیت زیادی در خودش نداشت.
آب و هوای خوبش جلوی اعتراضم را می‌گرفت و سکوت آن‌جا را دوست داشتم، ولی شب‌ها نظرم برمی‌گشت. در شب دیگر آب و هوا برایم اهمیتی نداشت و سکوت، بیشتر از دلچسب بودن، ترسناک به نظر می‌رسید. خانه‌ی کوچکم وسط باغ نه چندان بزرگی به دست پدربزرگم ساخته شده...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : نگار 1373
عقب
بالا