دفتر آزادنویسی دفتر آزاد نويسی ذهن سیال | Z.A.D.I کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Wiseguy
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 38
  • کاربران تگ شده هیچ

Wiseguy

کاربر برتر
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
3/9/17
ارسالی‌ها
2,273
پسندها
30,861
امتیازها
64,873
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #1
695869

ذهن سیال | Z.A.D.I
@Z.A.D.I عزیز بابت اشتراک محتوای دفترتان با کاربران یک‌رمان، متشکریم.
در این تاپیک فرد دیگری جز نویسنده، حق ارسال هیچ پستی را ندارد.
درصورت مشاهده موارد غیراخلاقی با کلیک بر گزینه "گزارش" با ما همکاری کنید.
درصورت تمایل به ایجاد دفترآزادنویسی، از این تاپیک اقدام نمایید.
-
" تیم مدیریت کتاب | انجمن یک رمان "
 
امضا : Wiseguy
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Z.A.D.I

Z.A.D.I

منتقد ادبیات
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
30/10/22
ارسالی‌ها
565
پسندها
2,964
امتیازها
14,773
مدال‌ها
12
سن
5
  • #2
نویسندگی خلاق: تمرین یک
فرض کنید خون آشامی وجود دارد که از خون تغذیه نمی‌کند. یک صحنه یا داستان شامل این کاراکتر بنویسید.

پشت یک سطل زباله بزرگ پناه گرفته بود. بوی زباله دیگر او را اذیت نمی‌کرد. آنقدر این مرد را تعقیب کرده و هر بار سطل زباله‌ها را برای مخفی شدن انتخاب کرده بود که دیگر به بویشان عادت کرده بود.
امشب هم مثل همیشه بود. مرد در تاریکی پناه می‌گرفت. در کوچه‌ای خلوت که به ندرت کسی از آنجا رد میشد منتظر می‌ماند. صبر زیادی داشت. یادش می‌آمد دفعه آخر سه ساعت طول کشیده بود تا رهگذری به دام مرد بیفتد.
سرش را بلند کرد و در جستجوی مرد همه جا را از نظر گذراند. کجا بود؟ نمی‌توانست او را ببیند. صدای بمی از پشت سرش گفت:
- دنبال من می‌گردی؟
صدای خودش بود. صدای مرد بود. پس طعمه امشبش را...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Z.A.D.I
عقب
بالا