داستان کوتاه خاطره تلخ | حسین حائریان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع "Taraneh"
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 62
  • کاربران تگ شده هیچ

"Taraneh"

کاربر فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
25/3/21
ارسالی‌ها
1,666
پسندها
13,381
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #1
#داستان_کوتاه

نه سالم بود
آن روزها همه چیز داشت باهم تمام می شد
از لواشک های خانگی که در سینی بالای پشت بام بود و ناخنک می زدیم تا تابستان که انگار بیمار شده باشد و رنگ و رویش رفته رفته زرد شده بود
مثل تمام این سال ها آخرین جمعه ی تابستان را به پارک می رفتیم
با کلی ذوق و شوق وارد پارک شدم
مثل همیشه اولین بازی که انتخاب کردم استخر توپ بود... .
اما برعکس همیشه هیچ لذتی برای من نداشت... .
نه شیرجه زدن و نه توپ ها را این طرف و آن طرف پرت کردن
رفتم به سراغ ماشین برقی... .
ماشین ها را به هم می زدند و می خندیدند اما برای من اصلا لذتبخش نبود... .

چه شب عجیبی بود... .
تمام بازی هایی که همیشه برای انجام دادنشان پا زمین می کوبیدم حالا به نظرم مسخره می...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا