مطالب جالب مطالب جالب | خواندنی‌ها

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Anoosh.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 22
  • بازدیدها بازدیدها 505
  • کاربران تگ شده هیچ

Anoosh.

کاربر نیمه فعال
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
639
پسندها
829
امتیازها
6,273
مدال‌ها
9
  • نویسنده موضوع
  • #21
این نان‌ها سلامت شما را تهدید می‌کنند



اگرچه از نان به عنوان یک انتخاب سالم در سبد غذایی سخن به میان می آید اما برخی از نان ها سلامت شما را تهدید می کنند.



نان ساندویچی فروشگاهی در بسیاری از کشورهای دیگر در سراسر جهان یک ماده اصلی برای نان تست در صبحانه، ساندویچ ناهار مدرسه یا یک میان وعده سریع را تشکیل می دهد.

اگرچه از نان به عنوان یک انتخاب سالم در مصرف غذایی روزانه سخن به میان می آید اما در بیشتر موارد، نان های ساندویچی بسیار فرآوری شده و پیش ورقه شده ممکن است سلامت خانواده شما را تهدید کنند.

حقیقت تاسف بار این است این نان‌های بسته‌بندی و فرآوری شده برای سلامتی مضر هستند. در حالی که نان جایگاه ویژه ای در یک رژیم غذایی سالم دارد اما این نان های بیش از حد فرآوری‌شده در فروشگاه‌ها...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Anoosh.

کاربر نیمه فعال
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
639
پسندها
829
امتیازها
6,273
مدال‌ها
9
  • نویسنده موضوع
  • #22
روایتی دیگر از داستان کوتاه چوپان دروغگو

احمد شاملو که يادش زنده است، در ارتباط با مقوله‌اي، داستان «چوپان دروغگو» را از ديدگاهي ديگر مطرح مي‌کرد. مي‌گفت: تمام عمرمان فکر کرديم که آن چوپان جوان دروغ مي‌گفت، حال اينکه شايد واقعا دروغ نمي‌گفته. حتي فانتزي و وهم و خيال او هم نبوده. فکر کنيد داستان از اين قرار بوده که: گله‌اي گرگ که روزان وشباني را بي هيچ شکاري، گرسنه و درمانده آوارۀ کوه و دره و صحرا بودند از قضا سر از گوشۀ دشتي برمي‌آورند که در پس پشت تپه‌اي از آن جوانکي مشغول به چراندن گله‌اي از خوش‌ گوشت‌ترين گوسفندان وبره‌هاي که تا به حال ديده‌اند. پس عزم جزم مي‌کنند تا هجوم برند و دلي از عزا درآورند. از بزرگ و پير خود رخصت مي‌طلبند.

گرگ پير که غير از آن جوان و گوسفندانش، ديگر مردان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Anoosh.

کاربر نیمه فعال
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
639
پسندها
829
امتیازها
6,273
مدال‌ها
9
  • نویسنده موضوع
  • #23
نگاهی به شعر «هنگام که گریه می دهد ساز» نیما

هنگام که گریه می دهد ساز


هنگام که گریه می دهد ساز

این دود سرشت ابر بر پشت...

هنگام که نیل چشم دریا

از خشم به روی می زند مشت...


زان دیر سفر که رفت از من

غمزه زن و عشوه ساز داده

دارم به بهانه های مأنوس

تصویری از او به بر گشاده

لیکن چه گریستن، چه طوفان؟

خاموش شبی است. هر چه تنهاست.

مردی در راه می زند نی

وآواش فسرده برمی آید.

تنهای دیگر منم که چشمم

طوفان سرشک می گشاید.


هنگام که گریه می دهد ساز

این دود سرشت ابر بر پشت...

هنگام که نیل چشم دریا

از خشم به روی می زند مشت...

در شعر «هنگام که گریه می دهد ساز» نیما حرف هایی را که در شعر «خانه ام ابری ست» زده بود...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 1)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا