تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره 34 اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 30
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
آن گل زودرس چو چشم گشود

به لب رودخانه تنها بود

گفت دهقان سالخورده که : حیف که چنین یکه بر شکفتی زود

لب گشادی کنون بدین هنگام

که ز تو خاطری نیابد

سود

گل زیبای من ولی مشکن

کور نشناسد از سفید کبود

نشود کم ز من بدو گل گفت

نه به بی موقع آمدم پی جود

کم شود از کسی که خفت و به راه

دیر جنبید و رخ به من ننمود

آن که نشناخت قدر وقت درست

زیرا این طاس لاجورد چه جست ؟​
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر درباره‌ی گل زودرس و تنهایی آن در کنار رودخانه است. شاعر از زبان گل و دهقان (کشاورز) احساسات و افکار عمیق‌تری را بیان می‌کند. بیایید به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. گل زودرس: شعر با توصیف یک گل آغاز می‌شود که خیلی زود شکوفا شده و در کنار رودخانه تنهاست. این گل در زمان نامناسبی شکفته است.

2. نظرات دهقان: دهقان سالخورده‌ای به گل می‌گوید که ای کاش تو در چنین زمانی که هنوز دیگر گل‌ها شکوفا نشده‌اند، نمی‌گشتی. او احساس می‌کند که این گل به تنهایی و زودتر از موعد شکفته شده است.

3. تنهایی گل: گل به دهقان پاسخ می‌دهد که هرچند من زود شکفته‌ام، اما این دلیل نمی‌شود که زیبایی‌ام کمتر شود. او به نوعی از زیبایی خود دفاع می‌کند.

4. زمان مناسب: گل می‌گوید که من در زمان بی‌موقع نیامده‌ام؛ بلکه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : bahar
عقب
بالا