- تاریخ ثبتنام
- 17/10/23
- ارسالیها
- 785
- پسندها
- 8,732
- امتیازها
- 25,273
- مدالها
- 23
- سن
- 18
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #1
تابناکِ من بشد دوش از بر من! آه! دیگر در جهان
میبرم آن رشتهها که بود بافیده ز پهنای امید مانده روشن.
دیگرم نرگس نخواهد -آنچنانکه بود خندهناک- خندد
روی مانندان گلشن
من به زیرِ این درختِ خشکِ انجیر،
که به شاخی عنکبوت منزوی را تار بسته
مینشینم آنقدر روزان شکسته
که بخشکد بر تن من پوست.
ای که در خلوتسرای دردبار شاعری سرگشته داری جا
کولهبار شعرهایم را بیاور تا به زیر سر نهاده
-روی زیر آسمان و پای دورم از دیاران-
از غم من گر بکاهد یا نکاهد
خواب سنگینم رباید آنچنان
که دلم خواهد.
میبرم آن رشتهها که بود بافیده ز پهنای امید مانده روشن.
دیگرم نرگس نخواهد -آنچنانکه بود خندهناک- خندد
روی مانندان گلشن
من به زیرِ این درختِ خشکِ انجیر،
که به شاخی عنکبوت منزوی را تار بسته
مینشینم آنقدر روزان شکسته
که بخشکد بر تن من پوست.
ای که در خلوتسرای دردبار شاعری سرگشته داری جا
کولهبار شعرهایم را بیاور تا به زیر سر نهاده
-روی زیر آسمان و پای دورم از دیاران-
از غم من گر بکاهد یا نکاهد
خواب سنگینم رباید آنچنان
که دلم خواهد.