نقد و بررسی نقد و بررسی | فیلم گرگ‌ها (Wolfs)

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع *WINCHESTER*
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 7
  • بازدیدها بازدیدها 8
  • کاربران تگ شده هیچ

*WINCHESTER*

هنرمند انجمن
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
29/7/25
ارسالی‌ها
1,326
پسندها
4,297
امتیازها
20,073
مدال‌ها
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
فیلم گرگ‌ها (Wolfs) یک اکشن کمدی با همکاری دوباره‌ی جورج کلونی و برد پیت با یکدیگر است. با نقد این فیلم همراه زومجی باشید.

IMG_8552.webp

گرگ‌ها متعلق به نسل خاصی از بازیگران هالیوود است. هالیوودی که بدون آن‌ها بخش مهمی از جذابیت خود را از دست خواهد داد. تماشای این فیلم همانند تماشای فیلمی از دوران کلاسیک سینماست که مثلا تنها بخاطر «همفری بوگارت‌»اش و یا «پل نیومن‌»اش آن را تماشا خواهیم کرد. گرگ‌ها حس عجیبی را در شما زنده می‌کند، حسی شبیه بازگویی یک خاطره، سفر به دورانی که ستاره‌های سینما در مدیوم تصویر غوغا می‌کردند و نام فیلم تنها با اسم آن‌ها شناخته می‌شد. همانطور که فیلم «بوچ کسیدی و ساندنس کید» متعلق به «پل نیومن» و «رابرت ردفورد» است مالکیت...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *WINCHESTER*
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Nananana

*WINCHESTER*

هنرمند انجمن
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
29/7/25
ارسالی‌ها
1,326
پسندها
4,297
امتیازها
20,073
مدال‌ها
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
از آخرین باری که ما اجتماع جذاب و برنده‌ی جورج کلونی و برد پیت را در ۱۳ یار اوشن دیده بودیم، سال‌های زیادی است می‌گذرد. یک شیمی عالی از دو بازیگر جذابی که بخاطر اجرای هیجان‌انگیزشان مخاطب را تا مدت‌ها کیفور کرده بودند. فیلم گرگ‌ها، یک اکشن کمدی هیجان‌انگیز است که برای مخاطب عام سینما و حتی مخاطب پیگیری که به دنبال فیلمی سرحال است، حکم طلا را دارد. مخاطب عام که با دیدن هیجانات و تعقیب‌وگریزها انتظارش از دیدن یک فیلم پاپ‌کورنی برآورده می‌شود و مخاطب خاص سینما نیز حداقل خیالش از این راحت است که یک قصه‌ی معمولی را در این اوضاع بی‌سروسامانی کمبود فیلمنامه با دو بازیگر کاریزماتیک می‌بیند.


در ادامه داستان فیلم لو می‌رود

IMG_8553.webp
...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *WINCHESTER*
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Nananana

*WINCHESTER*

هنرمند انجمن
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
29/7/25
ارسالی‌ها
1,326
پسندها
4,297
امتیازها
20,073
مدال‌ها
19
  • نویسنده موضوع
  • #3
فیلمساز با استفاده از کات «J» صدای مضطرب زن را به تصویر نیویورک گره می‌زند، تا به این شهر شخصیت ببخشد و او را وارد ماجرای خودش کند.

دادستان نیویورک به‌ظاهر درگیر یک قتل اتفاقی شده است و برای پاکسازی این اتفاق جورج کلونی «گرگ تنهایی» را استخدام می‌کند. کلونی همین که دستکش‌هایش را می‌پوشد یک گرگ تنهای (برد پیت) دیگر نیز وارد اتاق می‌شود. او از سمت مدیر هتل استخدام شده است تا گند به راه افتاده را جمع‌وجور کند. اما وجود دو گرگ تنها در یک ماموریت آنهم کنار هم خلاف مقرارت است و ممکن است حکم قتل‌شان از طرف دیگر گنگسترها صادر شود. با اینحال کلونی و پیت (نام خاصی در فیلم ندارند) خلاف میل‌شان با یکدیگر هم‌مسیر می‌شوند تا هرچه سریعتر از شر جسد وسط اتاق خلاص...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *WINCHESTER*
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Nananana

*WINCHESTER*

هنرمند انجمن
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
29/7/25
ارسالی‌ها
1,326
پسندها
4,297
امتیازها
20,073
مدال‌ها
19
  • نویسنده موضوع
  • #4
در فیلم اسلحه مرگبار تضادهای شخصیتی محل ایجاد طنز است اما در این فیلم تشابهات شخصیتی. تشابهات شخصیتی می‌توانست ویژگی جذابی برای ایجاد طنز باشد اما این ایده به اندازه‌ی تضادهای شخصیتی کار نمی‌کند.

برد پیت و جورج کلونی در این فیلم اسمی ندارند و با نام «گرگ تنها» شناخته می‌شوند. آن‌ها نه می‌توانند دوستان صمیمی داشته باشند و نه مجازند شبیه دیگران عمل کنند. این دو نفر معتقدند که تنها یک نفر هست می‌تواند کارشان را انجام دهد و آنهم تنها خودشان هستند! تنها یک گرگ تنها! اما این دو گرگ تنها که از قضا کارفرمایشان یکی است، آنقدرها نیز منحصربفرد و یونیک نیستند. آنها شبیه یکدیگر لباس می‌پوشند، یک مدل اسلحه دارند، کمر هردویشان بخاطر جابه‌جایی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *WINCHESTER*
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Nananana

*WINCHESTER*

هنرمند انجمن
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
29/7/25
ارسالی‌ها
1,326
پسندها
4,297
امتیازها
20,073
مدال‌ها
19
  • نویسنده موضوع
  • #5
در فیلم‌هایی مثل اسلحه مرگبار (Lethal Weapon) که در نوع خود یکی از بهترین فیلم‌های پلیس-رفیق است، فیلمساز از درون «تضاد»ی که میان مل گیبسون و دنی گلاور است کمدی بیرون می‌کشد اما ایده‌ی جان واتس این است که از میان «تشابه»ی که میان کلونی و پیت برقرار است، طنز خلق کند. این دو نفر اصرار بر این دارند که شبیه یکدیگر نیستند. حتی وقتی نیز که متوجه می‌شوند، دکتر محله چینی‌ها برایشان انحصاری کار نمی‌کند و ازقضا با هر دویشان نیز رابطه دارد، آه از نهادشان می‌رود و احساس خاص بودن از سرشان می‌پرد. در فیلم اسلحه مرگبار تضادهای شخصیتی محل ایجاد طنز است اما در این فیلم تشابهات شخصیتی. تشابهات شخصیتی می‌توانست ویژگی جذابی برای ایجاد طنز باشد اما این ایده به اندازه‌ی تضادهای شخصیتی کار نمی‌کند و کارگردان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *WINCHESTER*
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Nananana

*WINCHESTER*

هنرمند انجمن
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
29/7/25
ارسالی‌ها
1,326
پسندها
4,297
امتیازها
20,073
مدال‌ها
19
  • نویسنده موضوع
  • #6
نیویورک برفی در شب، لحن نسبتا سردی به فیلم می‌بخشد و تنش را در سطح بالایی نگه می‌دارد.
در ابتدای این مطلب گفتیم که فیلمساز به نیویورک شخصیت می‌بخشد و این شهر را بستری پرپتانسیل برای انجام جرم و جنایت در قصه معرفی می‌کند. فیلم‌ها و پوسترهای دادستان در سطح شهر و آن پیچش‌ داستانی آخر کار نیز صحه‌ای بر این ایده است. تمهید فیلمساز در این‌باره و اتمسفری که در شهر بوجود آمده تداعی‌گر فیلم «بتمن» و شهر گاتهام است. این نوع شخصیت‌پردازی و وارد کردن نیویورک به‌عنوان یک ضدقهرمان، زیرمتن جذابی به فیلم می‌بخشد و لایه‌ای اجتماعی را در قصه بوجود می‌آورد. علاوه بر این بوجود آوردن بستری که جنایت می‌پروراند به نوبه‌ی خود تنش را بالا می‌برد و ریتم درونی را افزایش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *WINCHESTER*
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Nananana

*WINCHESTER*

هنرمند انجمن
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
29/7/25
ارسالی‌ها
1,326
پسندها
4,297
امتیازها
20,073
مدال‌ها
19
  • نویسنده موضوع
  • #7
کل ماجرای فیلم در یک شب برفی اتفاق می‌افتد. در نیویورک سرد! در بیشتر سکانس‌های گرگ‌ها برف در حال باریدن است و سرمای این شهر به مخاطب منتقل می‌شود. این فضاسازی به شخصیت‌پردازی نیویورک کمک می‌کند و به‌عنوان یک فرم منحصربفرد درام را پیش می‌برد. درواقع نیویورک برفی در شب، لحن نسبتا سردی به فیلم می‌بخشد و تنش را در سطح بالاتری نگه می‌دارد. از طرفی نیز کمدی فیلم را هم کنترل می‌کند اما هرگز اجازه نمی‌دهد که گرگ‌ها به‌سمت یک اثر «هجو» حرکت کند و جهان فروپاشیده‌ای را به‌تصویر بکشد. درست است که نیویورک آلوده به جنایت شده است و همه‌ی آدم‌های این قصه زیر نظر دوربین‌های مخفی و ردیاب‌های جاسازی شده زندگی می‌کنند اما همانطور که در پایان فیلم نیز مشخص است قهرمان‌های قصه از شب برفی جان سالم به‌در می‌برند...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *WINCHESTER*
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Nananana

*WINCHESTER*

هنرمند انجمن
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
29/7/25
ارسالی‌ها
1,326
پسندها
4,297
امتیازها
20,073
مدال‌ها
19
  • نویسنده موضوع
  • #8
سبک بصری برخلاف آنچه که در سبک روایی‌ فیلم گرگ‌ها اتفاق می‌افتد از قوام فوق‌العاده‌ای برخوردار است
فیلم گرگ‌ها یک اثر موقعیت‌محور است که هم شخصیت‌های ضعیفی دارد و هم قصه‌ای نه‌چندان قوی. کارکترهایی که هرجور که شده باید خود را از شر یک بچه‌ی دردسرساز و چند بسته موادمخدر رها کنند. درست است که تصادف‌ها و هیجانات داخل این فیلم روی هوا اتفاقات می‌افتند اما با اینحال Wolfs در میان فیلم‌های بدون فیلمنامه‌ی این روزها مثل یک فنجان چای گرم است که البته می‌توان منتظر قسمت‌های بعدی‌اش نیز بود.

منبع: زومجی
 
امضا : *WINCHESTER*
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Nananana
عقب
بالا