عاشقانه‌ها {برگزیده‌هایی از صائب تبریزی}

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -SETAREH-
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 5
  • بازدیدها بازدیدها 7
  • کاربران تگ شده هیچ

-SETAREH-

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,377
پسندها
32,470
امتیازها
80,673
مدال‌ها
51
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است

که اگر بازستانند، دو چندان گردد
 

-SETAREH-

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,377
پسندها
32,470
امتیازها
80,673
مدال‌ها
51
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
لب نهادم به لب یار و سپردم جان را

تا به امروز بدین مرگ نمرد است کسی
 

-SETAREH-

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,377
پسندها
32,470
امتیازها
80,673
مدال‌ها
51
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
ما از تو جداییم به صورت، نه به معنی

چون فاصله بیت بود فاصله ما
 

-SETAREH-

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,377
پسندها
32,470
امتیازها
80,673
مدال‌ها
51
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
به ساغر نقل کرد از خم، ش*ر..اب آهسته آهسته

برآمد از پسِ کوه آفتاب آهسته آهسته

فریب روی آتشناک او خوردم، ندانستم

که خواهد خورد خونم چون کباب آهسته آهسته

ز بس در پرده افسانه با او حال خود گفتم

گران گشتم به چشمش همچو خواب آهسته آهسته

سرایی را که صاحب نیست، ویرانی است معمارش

دلِ بی عشق، می‌گردد خراب آهسته آهسته

به این خرسندم از نسیان روزافزون پیری‌ها

که از دل می‌برد یاد شباب آهسته آهسته

دلی نگذاشت در من وعده‌های پوچ او صائب

شکست این کشتی از موجِ سراب آهسته آهسته
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

-SETAREH-

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,377
پسندها
32,470
امتیازها
80,673
مدال‌ها
51
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
سخت می‌خواهم که در آغوش تنگ آرم تو را

هر قدر افشرده‌ای دل را، بیفشارم تو را

عمرها شد تا کمندِ آه را چین می‌کنم

بر امید آن که روزی در کمند آرم تو را

از لطافت گر چه ممکن نیست دیدن، روی تو

رو به هر جانب که آرم در نظر دارم تو را

در سر مستی گر از زانوی من بالین کنی

بوسه در لعل ش*ر..اب آلود، نگذارم تو را

می‌شود نیلوفری از برگ گل، اندام تو

من به جرأت در بغل چون تنگ افشارم تو را؟

از نگاه خشک، منع چشم من انصاف نیست

دست گل چیدن ندارم، خار دیوارم تو را

ناشنیدن می‌شود مهر دهانم، بی سخن

گر غباری هست بر خاطر ز گفتارم تو را

از رهایی هر زمان، بودم اسیر عالمی

فارغم از هر دو عالم تا گرفتارم تو را

ای که می‌پرسی چه پیش آمد که پیدا نیستی؟

خویشتن را کرده ام گم، تا طلبکارم تو را

از...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

-SETAREH-

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,377
پسندها
32,470
امتیازها
80,673
مدال‌ها
51
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6
این خار غم که در دل بلبل نشسته است

از خون گل خمار خود اول شکسته است

این جذبه ای که از کف مجنون عنان ربود

اول زمام محمل لیلی گسسته است

پای شکسته سنگ ره ما نمی‌شود

شوق تو مومیایی پای شکسته است

بر حسن زود سیر بهار اعتماد نیست

شبنم به روی گل به امانت نشسته است

از خط یکی هزار شد آن خال عنبرین

دور نشاط نقطه به پرگار بسته است

بر سر گرفته‌ایم و سبکبار می‌رویم

کوه غمی که پشت فلک را شکسته است

آسوده از زوال خود آفتاب گل

تا باغبان به سایه گلبن نشسته است

برقی کز اوست سینه ابر بهار چاک

با شوخی تو مرغ و پر و بال بسته است

پیوسته است سلسله موج‌ها به هم

خود را شکسته هر که دل ما شکسته است

تا خویش را به کوچه گوهر رسانده‌ایم

صد بار رشته نفس ما گسسته است

داغم ز شوخ چشمی شبنم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا