متفرقه شعری که دوسش داری

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ₕₒᵣzₐd
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 9
  • بازدیدها بازدیدها 44
  • کاربران تگ شده هیچ

ₕₒᵣzₐd

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
16
 
تاریخ ثبت‌نام
28/12/21
ارسالی‌ها
868
پسندها
7,018
امتیازها
22,273
مدال‌ها
27
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
چند بیت از شعری که دوست داری رو بنویس.
 
امضا : ₕₒᵣzₐd

ₕₒᵣzₐd

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
16
 
تاریخ ثبت‌نام
28/12/21
ارسالی‌ها
868
پسندها
7,018
امتیازها
22,273
مدال‌ها
27
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
دیگر برایت شعرهایم را نمی‌خوانم
دیگر در این تنهایی با هم نمی‌مانم
دیگر نمی‌خواهم به هر قیمت شده باشی
از این که بی حد عاشقت بودم پشیمانم
 
امضا : ₕₒᵣzₐd

Ala.Rigi

ناظر رمان
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/26
ارسالی‌ها
71
پسندها
358
امتیازها
1,888
مدال‌ها
5
  • #3
وصف‌ِ اَحوال‌ِ من‌ افتاد‌ به‌ دستان‌ِ قلم...
من‌ نوشتم‌ که‌ غمی‌ نیست؛ تو بخوان‌ سخت‌ گذشت!
 
امضا : Ala.Rigi

Łacrîmosã

پرسنل مدیریت
سرپرست کامپیوتر
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/20
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
25,753
امتیازها
61,673
مدال‌ها
36
  • مدیر
  • #4
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی​
 

Łacrîmosã

پرسنل مدیریت
سرپرست کامپیوتر
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/20
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
25,753
امتیازها
61,673
مدال‌ها
36
  • مدیر
  • #5
آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند
آگاه نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آن کس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند
آن کس که بداند و نداند که بداند
با کوزه آب است ولی تشنه بماند
آن کس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آن کس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند
 

ₕₒᵣzₐd

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
16
 
تاریخ ثبت‌نام
28/12/21
ارسالی‌ها
868
پسندها
7,018
امتیازها
22,273
مدال‌ها
27
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6

در طالع من نیست که نزدیک تو باشم
می‌گویمت از دور سلامی برسانند
 
امضا : ₕₒᵣzₐd

Birdy

فرهیخته ادبیات
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
16/10/22
ارسالی‌ها
152
پسندها
1,925
امتیازها
11,603
مدال‌ها
7
سن
21
  • #7
ببین زمان به چه حالی دچار شده است!
زمان نیز با ما همدرد است:
چه خوب که در این دنیا،
تنها نیستیم.
 

Maedehs

ویراستار آزمایشی
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
12/5/25
ارسالی‌ها
3
پسندها
6
امتیازها
3
سن
18
  • #8
دردی‌ست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته میگرید
در من کسی آهسته می‌گرید...
_ابتهاج_
 

FROSTBITE

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/25
ارسالی‌ها
230
پسندها
892
امتیازها
5,313
مدال‌ها
10
سن
25
  • مدیر
  • #9
باز فکند در چمن، بلبل م**س.ت غلغله
گشت ز جنبش صبا دختر شاخ حامله
عطرفروش باغ را لحظه به لحظه می‌رسد
از ره صبح کاروان از در غیب قافله
م**س.ت شده است گوییا کز سر ذوق می‌نهد
خرده و خرقه در میان غنچهٔ تنگ حوصله
نافه‌گشا شده صبا غالیه‌سا نسیم گل
وه که چه نازنین بود گل‌رخ عنبرین کله
م**س.ت شبانه در چمن جلوه‌کنان چو شاخ گل
گوش به بلبل سحر خواسته جام و بلبله
ای بت نازنین من دور مشو ز پیش من
خوش نبود میان ما فصل بهار فاصله
بوسه که وعده کرده‌ای می‌ندهی و بنده را
در ره انتظار شد پای امید آبله
ما و ش*ر..اب و نای و دف صوفی و کنج صومعه
شغل جهان کجا و ما ما ز کجا و مشغله
دور خرابیست و گل خیز عبید و عیش کن
دور فلک چو با کسی می‌نکند مجادله

زاکانی
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : FROSTBITE

-SETAREH-

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,391
پسندها
32,591
امتیازها
80,773
مدال‌ها
51
سن
21
  • مدیر
  • #10
به من بگو فراموشي را
کجا مي‌فروشند؟
و کجا مي‌توانم . .
رخسارِ پیشین خود را بیابم،
و چگونه مي‌توانم به خود بازگردم؟
-محمود درویش؛
 
عقب
بالا