تو ای آنی که از سر سفرهها همیشه به مستی برمیخیزی، هرگز هوشیاری را نوشیدهای؟ هرگز به پای فهم یک زندگی نشستهای، که میخواهیم بنوشیمش و برویم، بنوشیمش و سر را پر کنیم از فراموشی زندگی فراموششُدگان، بنوشیمش و برخیزیم و سخن از هر آسودگیای برانیم که دور است از آسودگی درک وجود.
~ خنده غمگینترت میکند