داستان داستان | این یک دختر کوچک نبود

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع | Ṃὄђᾄммᾄḋ |
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 8
  • کاربران تگ شده هیچ

| Ṃὄђᾄммᾄḋ |

مدیر بازنشسته
سطح
27
 
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
1,710
پسندها
18,262
امتیازها
43,073
مدال‌ها
36
  • نویسنده موضوع
  • #1
من و شوهرم همراه خانواده‌اش در نزدیکی یک دریاچه کوچک و دورافتاده در نیومکزیکو کمپ کرده بودیم. حدود ده نفر در گروه ما بودند و گروه دیگری شامل شش نفر در کمپ مجاور قرار داشت. شب بود و هر دو گروه مشغول فعالیت‌های معمولی مانند درست کردن اسمورز (شیرینی کمپینگ)، نوشیدن چای و گفتن داستان بودند که ناگهان صدایی شنیدیم که شبیه به یک دختر بچه بود که کمک می‌خواست.

هیچ‌یک از دو گروه بچه‌ای همراه خود نداشت، اما همه مطمئن بودیم که صدای یک دختر بچه را می‌شنویم. بنابراین، تصمیم گرفتیم که به‌طور گروهی منطقه‌ای که صدا از آن می‌آمد را جست‌وجو کنیم.

در پشت کمپ‌های ما یک مزرعه بود، و همه ما یک شکل بلند و کاملاً سفید دیدیم که حدود ۳۰ متر از ما فاصله داشت. چیزی که دیدیم شبیه یک انسان حدوداً ۶ فوتی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا