داستان داستان | شهر خاموش زیر اب

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع پارادوکس
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 27
  • کاربران تگ شده هیچ

پارادوکس

ویراستار آزمایشی
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
30/1/21
ارسالی‌ها
1,936
پسندها
7,033
امتیازها
27,173
مدال‌ها
15
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #1
شهرِ خاموشِ زیرِ آب: قسمت اول: «زمزمه‌هایِ اعماق»

خلاصه: گروهی کاوشگر به رهبریِ دکتر آریا، با تجهیزاتِ پیشرفته‌یِ غواصی، عازمِ کشفِ رازهایِ شهرِ باستانیِ «زیردری» می‌شوند که قرن‌ها پیش به زیرِ آب رفته است. اما اعماقِ تاریکِ دریا، میزبانِ واقعیِ این شهرِ خاموش، رازهایی بسیار هولناک‌تر از آنچه تصور می‌کردند، در خود نهفته دارد.
صدایِ سونار، مانندِ ضربانِ قلبی نامنظم، در کابینِ تنگِ زیردریاییِ اکتشافی می‌پیچید. نورِ آبیِ کم‌رنگِ نمایشگرها، چهره‌هایِ نگرانِ دکتر آریا، مهندسِ جوان و بااستعداد، پدرام و غواصِ باتجربه، کاپیتانِ رضا را روشن کرده بود. آن‌ها در دلِ تاریکیِ اقیانوس، در نزدیکیِ مکانی که بر اساسِ نقشه‌هایِ قدیمی، شهرِ گمشده‌یِ «زیردری» در آن قرار داشت، معلق بودند.
«دکتر، نزدیک شدیم،»...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : پارادوکس

پارادوکس

ویراستار آزمایشی
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
30/1/21
ارسالی‌ها
1,936
پسندها
7,033
امتیازها
27,173
مدال‌ها
15
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #2
شهرِ خاموشِ زیرِ آب: قسمت دوم: «نجوایِ سنگی»

خلاصه: پس از قطعِ ارتباط با رضا و پدرام، دکتر آریا در زیردریاییِ اکتشافی، با وحشتی فزاینده، تلاش می‌کند تا راهی برایِ نجاتِ آن‌ها پیدا کند. در اعماقِ شهرِ «زیردری»، رضا و پدرام با خطری ناشناخته و باستانی روبرو هستند که بقایِ آن‌ها را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

تاریکیِ کابینِ زیردریایی، با اضطرابِ دکتر آریا در هم آمیخته بود. سیگنالِ ارتباطیِ رضا و پدرام کاملاً قطع شده بود و تنها تصویرِ لرزانِ پهپاد، نقطه‌یِ قرمزرنگی را در دلِ سازه‌هایِ باستانیِ «زیردری» نشان می‌داد.

«لعنتی! چی شده اونجا؟» آریا با مشت به کنسولِ فرمان کوبید. «پدرام! رضا! جواب بدید!»

هیچ پاسخی نیامد. سکوتِ مانیتور، مانندِ مُهری بر سرنوشتِ تلخِ آن دو بود. آریا می‌دانست...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : پارادوکس

پارادوکس

ویراستار آزمایشی
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
30/1/21
ارسالی‌ها
1,936
پسندها
7,033
امتیازها
27,173
مدال‌ها
15
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #3
شهرِ خاموشِ زیرِ آب: قسمت سوم: «طنینِ سکوت»

خلاصه: در حالی که رضا و پدرام در چنگالِ خطرِ مرگبارِ موجودِ سنگی گرفتار شده‌اند، دکتر آریا با تصمیمی جسورانه، خود را به دلِ خطر می‌زند. او باید راهی برایِ درکِ ماهیتِ این هیولایِ باستانی و نجاتِ همکارانش بیابد، پیش از آنکه شهرِ خاموش، آخرین زمزمه‌هایِ زندگی را نیز ببلعد.


وحشت، مانندِ موجی سرد، تمامِ وجودِ رضا را فرا گرفت. موجودِ سیاه و لغزنده، که از دلِ مجسمه‌یِ سنگی بیرون آمده بود، حالا با سرعتی باورنکردنی به سمتِ پدرام که به سختی از لبه‌یِ حفره آویزان بود، حرکت می‌کرد. صدایِ زمزمه‌ها، که حالا شبیه به جیغ‌هایِ گوش‌خراش بود، در همه‌یِ جهات به گوش می‌رسید.

«پدرام! سعی کن خودت رو بکشی بالا!» رضا فریاد زد، اما صدایش در همهمه گم شد. او می‌دانست...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : پارادوکس

پارادوکس

ویراستار آزمایشی
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
30/1/21
ارسالی‌ها
1,936
پسندها
7,033
امتیازها
27,173
مدال‌ها
15
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #4
شهرِ خاموشِ زیرِ آب: قسمت چهارم: «پژواکِ خاطرات»

خلاصه: بازگشتِ رضا و پدرام به سطح، آغازِ روایتی جدید است. آن‌ها با خاطراتِ تلخ و شیرینِ آریا و درکی عمیق‌تر از رازِ «زیردری»، با دنیایِ بیرون مواجه می‌شوند. اما آیا شهرِ خاموش، اجازه خواهد داد تا سکوتِ آن برایِ همیشه شکسته شود؟

---

نورِ خورشید، پس از هفته‌ها تاریکیِ مطلق، چشمانِ رضا و پدرام را آزار می‌داد. بویِ نمک و هوایِ تازه، پس از استشمامِ هوایِ فشرده‌یِ زیردریایی، برایشان بهشتی گمشده بود. زیردریاییِ «نور»، با اندکی خسارت، اما سالم به سطح بازگشته بود. خدمه‌یِ نجات، با دیدنِ آن‌ها، فریادِ شادی سر دادند.

اما شادیِ آن‌ها، آمیخته با اندوه بود. دکتر آریا، قهرمانِ خاموشِ این داستان، دیگر در کنارشان نبود. خاطراتِ او، پژواکِ قدرتمندی در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : پارادوکس
عقب
بالا