- تاریخ ثبتنام
- 30/1/21
- ارسالیها
- 1,936
- پسندها
- 7,033
- امتیازها
- 27,173
- مدالها
- 15
- سن
- 21
- نویسنده موضوع
- #1
به نام خالق عشق
سلام خوانندگان عزیز اینبار دعوتیم به داستانی از عشق و جدال با دنیای مردگان از جهان موازی به شما شب بخیر
شبنمِ خونین” - فصل اول
بارانِ پاییزی، بیوقفه بر پنجرهیِ عمارتِ قدیمیِ «سایه» میکوبید. الناز، با قلبی که از دلتنگی و غمی کهنه به سینه میفشرد، به شعلهیِ لرزانِ شمع خیره شده بود. او سالها پیش، عشقِ اول و آخرش، کیان را در یک حادثهیِ مرموز از دست داده بود. حادثهای که سایهیِ سنگینش، هنوز بر زندگیِ او سنگینی میکرد. گفته میشد کیان در جنگلِ اطرافِ عمارت، در شبی مهتابی ناپدید شده و هیچ اثری از او یافت نشده است. اما زمزمههایی بود که او را با موجودی ناشناخته، یا شاید «بازگشته از مردگان»، پیوند میداد.
امشب، شبِ سالگردِ ناپدید...
سلام خوانندگان عزیز اینبار دعوتیم به داستانی از عشق و جدال با دنیای مردگان از جهان موازی به شما شب بخیر
شبنمِ خونین” - فصل اول
بارانِ پاییزی، بیوقفه بر پنجرهیِ عمارتِ قدیمیِ «سایه» میکوبید. الناز، با قلبی که از دلتنگی و غمی کهنه به سینه میفشرد، به شعلهیِ لرزانِ شمع خیره شده بود. او سالها پیش، عشقِ اول و آخرش، کیان را در یک حادثهیِ مرموز از دست داده بود. حادثهای که سایهیِ سنگینش، هنوز بر زندگیِ او سنگینی میکرد. گفته میشد کیان در جنگلِ اطرافِ عمارت، در شبی مهتابی ناپدید شده و هیچ اثری از او یافت نشده است. اما زمزمههایی بود که او را با موجودی ناشناخته، یا شاید «بازگشته از مردگان»، پیوند میداد.
امشب، شبِ سالگردِ ناپدید...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.