بیتو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟
با غمانگیزترین حالت تهران چه کنم؟
من و ساحل، من و دریا، من و یادت، تو کجا؟
بیهوا گر بزند نمنمِ باران چه کنم؟
بدنت صد درجه، گرم کند سرما را
بیتو من با قدم سرد زمستان چه کنم؟
بروی، لشکر موهای سیاهت بروند،
منِ تنها وسط جنگ به میدان چه کنم؟
شب تاریک نبودت نشود صبح حضور،
بیتو من با دلِ من، با تن لرزان چه کنم؟
چشم خونبار من از دیدهی یعقوب بتر
یوسف گو که در این کلبهی احزان چه کنم؟
مثل نوحم که بماند همه شب در سجده
بروم یا نروم؟ با غم کنعان چه کنم؟
خونم امروز حلال است به فتوای خودم
بروی، با من زخمی، من بیجان چه کنم؟
تو که هر لحظه مرا آب حیاتم دادی،
بروی، گر نزنم سر به بیابان چه کنم؟
کارم اینبار تمام است، بروی میمیرم
نرسد شعر ترم باز به پایان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.