داستان داستان | قاب های خالی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع پارادوکس
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 15
  • کاربران تگ شده هیچ

پارادوکس

ویراستار آزمایشی
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
30/1/21
ارسالی‌ها
1,936
پسندها
7,033
امتیازها
27,173
مدال‌ها
15
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #1
قاب‌های خالی

آپارتمان جدیدم کوچک بود، اما روشن و تمیز؛ طبقه‌ی چهارم یک ساختمان قدیمی با راه‌پله‌های باریک و بوی همیشگی نفتالین.
مهم‌ترین چیز برای من، دیوار بزرگ و سفید سالن بود؛ جایی که می‌توانستم بالاخره تابلوهای مورد علاقه‌ام را بزنم.

روز اسباب‌کشی، صاحب‌خانه – پیرمردی لاغر با سبیل‌های باریک – کلید را که داد، یک چیز دیگر هم از توی کیفش درآورد: یک قاب عکس چوبی قدیمی، با حاشیه‌های کنده‌کاری‌شده.

گفت:
«این تو خونه بمونه، باشه؟ از دیوارش جدا نکن.»
پرسیدم: «مال شماست؟»
مکث کرد، بعد آرام گفت:
«قبلاً مال یه خانواده‌ی جوون بود که اینجا زندگی می‌کردن… یادگاریه. دست نزن بهش، همین.»

قاب را که گرفتم، دیدم شیشه دارد، اما داخلش کاغذ سفید خالی است. هیچ عکس، هیچ نقاشی، هیچ چیز.

گفتم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : پارادوکس
عقب
بالا