داستان داستان | سایه دسته دوم

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع پارادوکس
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 19
  • کاربران تگ شده هیچ

پارادوکس

ویراستار آزمایشی
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
30/1/21
ارسالی‌ها
1,936
پسندها
7,033
امتیازها
27,173
مدال‌ها
15
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #1
.

به نام خدا

داستان: دستِ دومِ سایه

من همیشه فکر می‌کردم شب‌ها فقط تاریک‌اند، نه… «زنده».
تا وقتی که بعد از مدرسه، یک روز بارانی، کفش‌هام خیس شد و روی دیوار سردِ کوچه‌ی خلوت، دیدم که سایه‌ی من… یک ثانیه دیرتر راه می‌افتد.

اولش مسخره بود. باد بود، نور بود، خستگی بود.
اما وقتی جلوی یک مغازه‌ی تعمیراتِ قدیمی ایستادم، اتفاق افتاد.

سایه‌ی من پشت سرم بود، درست سر جای خودش.
اما یک «دوم» هم داشت.

نه مثل دوتا شدن آدم‌ها. مثل اینکه سایه‌ی من، یک نسخه‌ی دیگر هم ساخته باشد: کشیده‌تر، کج‌تر، و انگار که انگشت‌های بیشتری دارد—انگار که «دست»‌هایش برای گرفتن چیزی تمرین کرده باشند.

با خودم گفتم:
«نور داره بازی درمیاره.»

خواستم برگردم.
ولی سایه‌ی دوم—همان که دیرتر حرکت می‌کرد—همزمان با...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : پارادوکس
عقب
بالا