کتاب کتاب | کتاب تپه‌نشین‌ها (The Haunting of Hill House) – شرلی جکسون، ۱۹۵۹

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سَنا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 9
  • کاربران تگ شده هیچ

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,067
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #1
نکته سبک: روایت با نامه و یادداشت روزانه.

داستان از کجا شروع می‌شود؟

دکتر مونتاگ، محقق فراهنجارها، سه نفر را دعوت می‌کند:

· النور، دختری که در کودکی در یک خانه تسخیرشده احساس میکرد به او تعلق دارد.
· تئودورا، دختری با حس ششم قوی.
· لوک، وارث جوان خانه.

خانه، «تپه‌نشین‌ها»، یک عمارت ویکتوریایی با دیوارهایی کج و راهروهایی بدون انتهاست. معماری خانه را طوری ساخته‌اند که حس کنی در آن گم می‌شوی.

اتفاق ترسناک اول:

جاناتان سوار کالسکه می‌شود، راننده شنلی صورتش را پنهان کرده. در میان جنگل، کالسکه توسط گرگ‌ها محاصره می‌شود. ناگهان راننده دستش را بلند می‌کند، گرگ‌ها ساکت می‌شوند و راه را باز می‌کنند. جاناتان می‌فهمد راننده خود دراکولا بوده.

در قلعه چه می‌گذرد؟

دراکولا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,067
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #2
بخش واقعاً ترسناک:

جاناتان یک روز صبح در آینه نگاه می‌کند و خودش را می‌بیند، اما پشت سرش دراکولا را نمی‌بیند. خالی. دراکولو در آینه منعکس نمی‌شود. شروع می‌کند به یادداشت نوشتن با مدادی که از کلیسا برکت گرفته.

بعد از فرار جاناتان چه می‌شود؟

دراکولا به انگلستان می‌آید، در محموله‌ای از خاک مقدس. در لندن، دختری به نام لوسی شروع می‌کند به خوابگردی. دو تا سوراخ ریز روی گردن او پیدا می‌شود. سه خواستگارش برای نجات او خون به او می‌دهند، اما فایده ندارد. یک شب، مینا (نامزد جاناتان) و پروفسور ون هلسینگ بالای سر لوسی می‌ایستند. پنجره باز است. نوری نیست. ناگهان لوسی از جا بلند می‌شود، چشمانش قرمز است، دندان‌هایش دراز شده و با صدایی که مال خودش نیست می‌گوید: «بگذارید داخل، من سردم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا

موضوعات مشابه

عقب
بالا