- تاریخ ثبتنام
- 30/1/21
- ارسالیها
- 1,936
- پسندها
- 7,033
- امتیازها
- 27,173
- مدالها
- 15
- سن
- 21
- نویسنده موضوع
- #1
نوارِ آخر
وقتی سارا آن نوارِ کاستِ قدیمی را در زیرزمین پیدا کرد، خیال کرد فقط یک یادگاریِ بیارزش از خانهی پدریاش است. نوار، داخل یک جعبهی فلزی زنگزده بود و رویش با خودکارِ قرمز نوشته شده بود:
*«فقط یکبار گوش کن.»
سارا خندید.
در دنیایی که همهچیز دیجیتال شده بود، یک کاستِ قدیمی چه خطری میتوانست داشته باشد؟
آن شب، وقتی باران با شدت به پنجرهها میکوبید و برق چند بار رفتوبرگشت، سارا ضبطصوتِ قدیمیِ پدرش را از انباری بیرون آورد. نوار را داخلش گذاشت. دستگاه با صدایی خفه تقتق کرد، بعد صدای خشخشِ ممتدی آمد و ناگهان، صدای مردی در اتاق پیچید.
نفس سارا بند آمد.
صدا، صدای خودش بود.
اما نه صدای اویی که در آن لحظه در اتاق نشسته بود؛
صدای خودش، از جایی دور، ترسیده،...
وقتی سارا آن نوارِ کاستِ قدیمی را در زیرزمین پیدا کرد، خیال کرد فقط یک یادگاریِ بیارزش از خانهی پدریاش است. نوار، داخل یک جعبهی فلزی زنگزده بود و رویش با خودکارِ قرمز نوشته شده بود:
*«فقط یکبار گوش کن.»
سارا خندید.
در دنیایی که همهچیز دیجیتال شده بود، یک کاستِ قدیمی چه خطری میتوانست داشته باشد؟
آن شب، وقتی باران با شدت به پنجرهها میکوبید و برق چند بار رفتوبرگشت، سارا ضبطصوتِ قدیمیِ پدرش را از انباری بیرون آورد. نوار را داخلش گذاشت. دستگاه با صدایی خفه تقتق کرد، بعد صدای خشخشِ ممتدی آمد و ناگهان، صدای مردی در اتاق پیچید.
نفس سارا بند آمد.
صدا، صدای خودش بود.
اما نه صدای اویی که در آن لحظه در اتاق نشسته بود؛
صدای خودش، از جایی دور، ترسیده،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.