- تاریخ ثبتنام
- 1/6/20
- ارسالیها
- 7,008
- پسندها
- 30,065
- امتیازها
- 88,273
- مدالها
- 33
- نویسنده موضوع
- #1
داستان کوتاه است، ۷-۸ صفحه
خلاصه :
طاعونی به اسم «مرگ سرخ» در کشور میافتد. بیماران ناگهان خون از منافذ بدنشان میآید و بعد از نیم ساعت میمیرند. شاهزاده پروسپرو اشراف را به قلعه خودش دعوت میکند. درها را جوش میدهند.
بعد از چند ماه، جشنی نقابدار میگیرند. هفت اتاق با هفت رنگ متفاوت (آبی، قرمز، سبز، نارنجی، سفید، بنفش و سیاه). اتاق هفتم سیاه است، با یک ساعت بزرگ که هر ساعت با صدای غمگین زنگ میزند.
نیمهشب، مهمانی در اتاق هفتم است. کسی نقاب میزند: لباس یک مرده، نقاب صورت یک قربانی مرگ سرخ. شاهزاده عصبانی میشود، به طرفش میرود. وقتی نقاب را میکند، زیر نقاب چیزی نیست. خالی. بعد خودش میافتد و میمیرد. همه مهمانان میفهمند: مرگ سرخ خودش آمده بود جشن.
نکته ترسناک:
اتاق...
خلاصه :
طاعونی به اسم «مرگ سرخ» در کشور میافتد. بیماران ناگهان خون از منافذ بدنشان میآید و بعد از نیم ساعت میمیرند. شاهزاده پروسپرو اشراف را به قلعه خودش دعوت میکند. درها را جوش میدهند.
بعد از چند ماه، جشنی نقابدار میگیرند. هفت اتاق با هفت رنگ متفاوت (آبی، قرمز، سبز، نارنجی، سفید، بنفش و سیاه). اتاق هفتم سیاه است، با یک ساعت بزرگ که هر ساعت با صدای غمگین زنگ میزند.
نیمهشب، مهمانی در اتاق هفتم است. کسی نقاب میزند: لباس یک مرده، نقاب صورت یک قربانی مرگ سرخ. شاهزاده عصبانی میشود، به طرفش میرود. وقتی نقاب را میکند، زیر نقاب چیزی نیست. خالی. بعد خودش میافتد و میمیرد. همه مهمانان میفهمند: مرگ سرخ خودش آمده بود جشن.
نکته ترسناک:
اتاق...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.