- تاریخ ثبتنام
- 1/6/20
- ارسالیها
- 7,008
- پسندها
- 30,065
- امتیازها
- 88,273
- مدالها
- 33
- نویسنده موضوع
- #1
خلاصه:
داستان درباره کارمند جدیدی است که در شیفت شب یک مرکز تحقیقاتی عجیب به نام «انستیتو» کار میکند. وظیفه او نگهداری از اشیای تسخیرشده است، مثل یک دستکش گلدوزیشده که هرکس آن را بپوشد، خط زندگی خودش را میبیند و میفهمد چند ساعت بیشتر زنده نیست. هر شب یکی از همکاران قدیمی قصه یکی از این اشیای نفرینشده را برای راوی تعریف میکند. فضای داستان پر از راهروهای بیپایان و درهایی است که هرگز نباید باز شوند.
پشتصحنه جالب:
این کتاب اولین بار در یک اپلیکیشن داستاننویسی موبایلی منتشر شد. خوانندهها هر شب ساعت ۱۲ دقیقاً یک فصل ترسناک دریافت میکردند. نویسنده («بورا چونگ») گاهی بر اساس کامنتهای ترسیده خوانندهها، پایان داستان را تغییر میداد. او میگوید هر وقت به...
داستان درباره کارمند جدیدی است که در شیفت شب یک مرکز تحقیقاتی عجیب به نام «انستیتو» کار میکند. وظیفه او نگهداری از اشیای تسخیرشده است، مثل یک دستکش گلدوزیشده که هرکس آن را بپوشد، خط زندگی خودش را میبیند و میفهمد چند ساعت بیشتر زنده نیست. هر شب یکی از همکاران قدیمی قصه یکی از این اشیای نفرینشده را برای راوی تعریف میکند. فضای داستان پر از راهروهای بیپایان و درهایی است که هرگز نباید باز شوند.
پشتصحنه جالب:
این کتاب اولین بار در یک اپلیکیشن داستاننویسی موبایلی منتشر شد. خوانندهها هر شب ساعت ۱۲ دقیقاً یک فصل ترسناک دریافت میکردند. نویسنده («بورا چونگ») گاهی بر اساس کامنتهای ترسیده خوانندهها، پایان داستان را تغییر میداد. او میگوید هر وقت به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.