- تاریخ ثبتنام
- 1/6/20
- ارسالیها
- 7,008
- پسندها
- 30,065
- امتیازها
- 88,273
- مدالها
- 33
- نویسنده موضوع
- #1
اثر چون سون-ران
خلاصه داستان
کارآگاه «سو-یون» در بیمارستانی به نام «چولما ریهاب» مشغول بررسی مرگهای مشکوکی است که ظاهراً خودکشی به نظر میرسند . چهار سالمند در عرض یک ماه از طبقه ششم این بیمارستان به پایین پریدهاند و مردهاند . همکارانش معتقدند این خودکشیهای دستهجمعی به خاطر تنهایی و افسردگی بیماران سالمند است و پرونده را میبندند .
اما سو-یون نمیتواند چشمپوشی کند؛ چون بهترین دوستش، «مادربزرگ اون-شیم»، دقیقاً در همان طبقه ششم بستری است و سو-یون میترسد او نفر بعدی باشد .
در صحنه یکی از مرگها، سو-یون با زنی عجیب به نام «ویولت» روبرو میشود که ادعا میکند شکارچی خونآشام است . ویولت میگوید: «این افراد خودشان را پرت نکردهاند. کسی آنها را پرت کرده. وقتی پرت شدهاند یا...
خلاصه داستان
کارآگاه «سو-یون» در بیمارستانی به نام «چولما ریهاب» مشغول بررسی مرگهای مشکوکی است که ظاهراً خودکشی به نظر میرسند . چهار سالمند در عرض یک ماه از طبقه ششم این بیمارستان به پایین پریدهاند و مردهاند . همکارانش معتقدند این خودکشیهای دستهجمعی به خاطر تنهایی و افسردگی بیماران سالمند است و پرونده را میبندند .
اما سو-یون نمیتواند چشمپوشی کند؛ چون بهترین دوستش، «مادربزرگ اون-شیم»، دقیقاً در همان طبقه ششم بستری است و سو-یون میترسد او نفر بعدی باشد .
در صحنه یکی از مرگها، سو-یون با زنی عجیب به نام «ویولت» روبرو میشود که ادعا میکند شکارچی خونآشام است . ویولت میگوید: «این افراد خودشان را پرت نکردهاند. کسی آنها را پرت کرده. وقتی پرت شدهاند یا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.