- تاریخ ثبتنام
- 19/11/20
- ارسالیها
- 519
- پسندها
- 15,889
- امتیازها
- 36,273
- مدالها
- 25
- نویسنده موضوع
- #1
عنوان: منِ بیگانه
یک ساعت... نه مدت بیشتری است که دارم صحنهی مقابلم را کنکاش میکنم. در آینه، به انعکاس خودم خیره شدهام؛ اما احساس نزدیکی ندارم. پلک میزنم و تصویرم کمی دیرتر این کار را انجام میدهد. به اطراف حرکت میکنم و زمانی که میایستم، او هم تصمیم میگیرد کارم را تکرار کند. با گیجی، سرم را به یک طرف کج میکنم.
- چت شده؟
او سرش را به طرف دیگر کج میکند. لبهایش به دو طرف کش میآید و تکخندی کوتاه سر میدهد.
- از تقلید کردن خسته شدم... .
صحبت کرد. من درون آینه، با خودم حرف زد. ابروهایم بالا میپرند و قدمی عقب میروم. اما انعکاسم ثابت است. در همان حالت، نگاه خرماییاش را به نگاهم دوخته. موهای مجعد کوتاهش، آشفته اطرافش رها شدهاند. همان قدم مرا،...
یک ساعت... نه مدت بیشتری است که دارم صحنهی مقابلم را کنکاش میکنم. در آینه، به انعکاس خودم خیره شدهام؛ اما احساس نزدیکی ندارم. پلک میزنم و تصویرم کمی دیرتر این کار را انجام میدهد. به اطراف حرکت میکنم و زمانی که میایستم، او هم تصمیم میگیرد کارم را تکرار کند. با گیجی، سرم را به یک طرف کج میکنم.
- چت شده؟
او سرش را به طرف دیگر کج میکند. لبهایش به دو طرف کش میآید و تکخندی کوتاه سر میدهد.
- از تقلید کردن خسته شدم... .
صحبت کرد. من درون آینه، با خودم حرف زد. ابروهایم بالا میپرند و قدمی عقب میروم. اما انعکاسم ثابت است. در همان حالت، نگاه خرماییاش را به نگاهم دوخته. موهای مجعد کوتاهش، آشفته اطرافش رها شدهاند. همان قدم مرا،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش